تحلیلی در خصوص اتحاد اپوزیسیون

محمد زمانی
mmzنتیجه همین است که همه ما میبینیم ،نابودی چند نسل که هر کدام می توانستند باعث پیشرفت ایران عزیز شوند.اما یا کشته شدند یا حذف و یا مجبور به ترک خانه پدری و مادری خویش شدند و اواره کشورهای بیگانه گشتند.چقدر تلخ است این وقایع ،اما واقعیتی است که پاسخ می خواهد و همه باید در این مقوله سهیم باشیم.براستی فکر کرده ایم که چرا از زمان مشروطه تا اکنون هنوز نتوانسته ایم به دستاوردی برسیم که مفهموم دموکراسی را لمس نماییم .اگر بخواهیم به خیانت ها و جنایت ها نگاهی بیفکنیم شاید راهگشاه باشد و نیاز بدانیم که با شجاعت خودمان را نقد نماییم و اسیب شناسی نماییم.اگر به تاریخ کشورهای پیشرفته نگاهی داشته باشیم ،همه انها این شرایط را داشته اند ولی امروز انها کجا هستند و ما در چه رتبه ایی هستیم?

 

  قبل از نوشتن این مقاله داشتم فکر می کردم ،که چرا ایران با این همه پشتوانه تاریخی و فرهنگی این قدر دچار گرفتاری شده است .چرا امروز در جامعه بین المللی دستاوردی نداریم و بجای پیشرفت با این همه منابع، استعداد و نیروی انسانی در سرزمین خود به اسارت افرادی درامده ایم که نه ایرانی هستند و نه برای مردم ارزشی قائل هستند .به امارهای خودکشی ، بیکاری ، تورم و نبود ازادی که می نگریم این سوال در ذهن همه ما پیش می اید که تا چه زمانی باید به همین روند ادامه دهیم .واقعا حسرت انگیز است ،با این همه واقعه شوم و تلخ برای مردمی بی پناه و سرگردان که در هویت خویش دست و پا می زنند .وقتی به اویل این انقلاب 57 می نگریم، می بینیم که این استبداد چگونه همه مدافعان این انقلاب را از گردانه قدرت خارج نمود و همه را بلعید .استبدادی که باعث نابودی ایران شد و بجای پیشرفت خشونت طلبی ،ترور و حذف را تداعی نمود .استبدادی که بر پایه شریعت گذاشته شد، تا با زبان دین به مردمش خدمت کند و خود را نماینده خدا روی زمین نامید.نتیجه همین است که همه ما میبینیم ،نابودی چند نسل که هر کدام می توانستند باعث پیشرفت ایران عزیز شوند.اما یا کشته شدند یا حذف و یا مجبور به ترک خانه پدری و مادری خویش شدند و اواره کشورهای بیگانه گشتند.چقدر تلخ است این وقایع ،اما واقعیتی است که پاسخ می خواهد و همه باید در این مقوله سهیم باشیم.براستی فکر کرده ایم که چرا از زمان مشروطه تا اکنون هنوز نتوانسته ایم به دستاوردی برسیم که مفهموم دموکراسی را لمس نماییم .اگر بخواهیم به خیانت ها و جنایت ها نگاهی بیفکنیم شاید راهگشاه باشد و نیاز بدانیم که با شجاعت خودمان را نقد نماییم و اسیب شناسی نماییم.اگر به تاریخ کشورهای پیشرفته نگاهی داشته باشیم ،همه انها این شرایط را داشته اند ولی امروز انها کجا هستند و ما در چه رتبه ایی هستیم? انها چگونه توانستند ممالک خود را بسازنند ولی هنوز ما اندر خم یک کوچه ایم.مشکل کجاست و پاسخ چیست?چرا ما مردم تاریخی هستیم اما حافظه تاریخی نداریم?چرا امروز اینقدر گرفتار فقر فرهنگی شده ایم و نمی توانیم با هم و در کنار هم بجای افترا و توهین ایران را اباد سازیم و وطن به اسارت گرفته خود را ازاد نماییم.باید بپذیریم که مشکل فرهنگی داریم و به عامل ها باید پاسخ داد.عامل ها خود ما هستیم ،من و شما که شاید هنوز با الفبای دموکراسی بیگانه هستیم و ترویج دهنده منیت وتملق و چاپلوسی و منفعت شخصی هستیم .ایا این فرهنگ ما بود ،که امروز نتوانیم به خودمان و نسل اینده پاسخگو باشیم.به اعتقاد من دموکراسی یک پروسه هست که باید از خودمان شروع نماییم و ان را در خانواده بکار ببریم و در سازمان و حزب و تشکیلات خود رشد دهیم و بعد به عنوان یک کالای با ارزش ان را به جامعه منتقل نماییم.اساسا خودکامه که حکومت باشد از خودکامگی من و شما بوجود می اید .چقدر نگران کننده است ،که نمی دانیم چه کسی هستیم و چه می خواهیم.براستی منیت و خودکامگی و نبود یک راهکار اساسی ما را به کدام ناکجا باد میبرد? امروز سی و چهار سال است که از عمر این حکومت توتالیتر می گذرد و انقدر ایران را در عرصه های مختلف بیمار و گرفتار نموده است که هویت ما را نشانه گرفته است .اگر امروز بخواهیم وطنمان را پس بگیریم دو راه وجود دارد : راه اول عبور از این حکومت  و دوم ساختن ایران در عرصه های مختلف است .تخریب کردن کار ساده ایی است اما ساختن ،مقوله ایی است که همه ما باید برای ان روزکه همین امروز است ، خودمان را اماده سازیم .با تحقیق می توان به این نتیجه رسید : که  سه گروه نمی گذارند یک جامعه به دموکراسی برسد منفعت طلبان سودجو  ،چاپلوسان ، ازمندان و خود فروختگانی که همه چیز را بر منافع ملی و مردم ترجیح دادند و حاکمیت مردم را نادیده گرفتند.ایران اینده را ،من و شما می توانیم بر اساس سکولاریسم و جدایی دین از حکومت و پایبندی به دموکراسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر و عبور از این حکومت جستجو نماییم و بسازیم و اساسا نسل امروز ،نسل فردا را می سازد و هیچ راهی برای ما باقی نمی گذارد .اگر بتوانیم بر چند اصول کلی و حداقل اشتراکات با هم متحد شویم و هدفمان ساختن ایران باشد شاید موفق شویم.اری تا این حکومت در قدرت است ،هیچ زمانی ما به هیچ چیز نخواهیم رسید و فقط باید نظاره گر ویرانی بیشتری باشیم.پس باید از خودمان شروع نماییم و به خودمان وابسته باشیم .موفقیتی که مردم هند با گاندی به سرانجام رساندند و ماهاتیر محمد در مالزی با همین نگاه موفق شد و ماندلا افریقای جنوبی را به ازادی رساند .براستی چرا ما از تاریخ درس عبرت نمی گیریم و با نفرت و کینه به هم نگاه می کنیم.به اعتقاد من ما اول باید با فقر فرهنگی خود مقابله نماییم و بعد با هم ایران را اباد و ازاد سازیم .از زمانی که در خارج از کشور به سر می برم مقالات زیادی در این زمینه ها نوشته ام و دیگر کنشگران هم مدام بر این مقوله ها تاکید دارندو ابراز عقیده نموده اند .در نشست های زیادی شرکت نموده ام .از دعوت به فراخوان شورای ملی در پاریس و کنفرانس استکهلم و همکاری با شبکه سکولارهای سبز در خصوص ساختن یک الترناتیو سکولار و دموکرات همه به این دلیل بوده است که چگونه می توان با دیالوگ و گفتمان این نیروها را به هم نزدیک نمود .اگر به مانفیست ها و منشورها بنگریم تقریبا همه یکی است .اما نکته اینجاست که چرا هنوز فاصله و حساسیت و بی اعتمادی وجود دارد .اگر همه اعتقاد به اعلامیه جهانی حقوق بشر ،دموکراسی و سکولاریسم داریم پس چه مشکلی وجود دارد که یک اتحاد فراگیر از همه گروها و سازمان ها و احزاب و کنشگران و دگر اندیشان بوجود نمی اید. همه ما باید این سوالات را در ذهن خود مرور نماییم و دنبال پاسخ و راهکار باشیم.اگر بخواهیم معنی اتحاد را بررسی نماییم، می تواند کوتاه مدت و دراز مدت باشد.کاری که متفقین با هم در قبال المان نازی در زمان هیتلر بوجود اوردند و بعد هم  مسیر خودشان را رفتند .اگر هیتلر می ماند چه اتفاقی برای بشریت بوجود می امد و این موضوع را متفقین درک کردند و با هم در قبال یک دشمن متحد شدند، چرا که منافع همه انها در نبود جنگ و ویرانی تداعی شده بود.هر چند که این کشورها با هم بر اساس منافع ملی خود دست به این اقدام زدند .پس چرا ما نتوانیم با هم از گروهای مختلف از چپ تا راست و از پادشاهی پارلمانی تا جمهوری پارلمانی به این اتفاق مهم در قبال این حکومت ادمکش دست پیدا نماییم و با اعتماد سازی و شفافیت  همه چیز را به مردم ایران واگذار نماییم .ایا نوع حکومت اینده و نوع سیستم مدیریت اینده برای ما و سازمان ها مهم است یا نجات مردم ایران از دست این حکومت .اگر به راستی به دموکراسی و رای مردم و انتخابات ازاد اعتقاد داریم پس چرا همه چیز را به مجلس موسسان اینده و مردم واگذار نمی کنیم و در قبال هم، اینقدر سنگ اندازی می نماییم .ایا مشکل امروز ما نماد و پرچم است که عده ایی در پی خورده گرفتن هستند، یا مشکلات مردم ایران است که در بند این حکومت گرفتار شده اند.اگر اینطور فرض نماییم ،که درست هم می باشد ما گروه ها و احزابی داریم که نگاهشان به قدرت بعد از حکومت اسلامی است ،اما سوال اینجاست که چگونه می توان از این حکومت عبور  کرد و بعد به این موضوع فکر نمود.به اعتقاد من چند گروه نمی گذارند که اتحادها شکل گیرد.گروه اول ،افرادی هستند که هنوز به دموکراسی اعتقاد ندارند و با تندروی و ایدئولوژی نوعی اندیشهٔ انحرافیِ کاذب و غیرواقعی خود را برتر و مهتر می دانند و اساسا مشکلات زیادی را تا النون بوجود اورده اندو تا اسم شخص و سازمان دیگری می اید حساسیت نشان میدهند و دیالوگشان حمله و تخریب است ،گروه دوم قدرت طلبانی هستند که فکر می کنند بدون پشتوانه مردم می توانند الترناتیو اینده باشند و اساسا روند دموکراسی را نمی پذیرند ،گروه سوم افرادی هستند که وابسته به لابی مماشات با حکومت فعلی هستند و بعضا شانسی را برای اینده خود به دلیل عملکرد اشتباه سازمانی خود در قدرت نمی بینند و اگر بخواهیم گروه دیگری را به این سه گروه اضافه نماییم افرادی هستند که به هر اتحادی حمله می کنند و خودشان هم ،در چنین اتحادی شرکت نمی نمایند و اساسا برنامه و مانفیستی ندارندو کارشان تشویش افکار عمومی است و خارج از گود نشسته اند و فقط خورده می گیرند .به اعتقاد من اینها همه، همان مشکل فرهنگی است که باید با این افکار با برنامه مقابله شود.امروز اگر حتی اکسیونی می خواهد بر علیه حکومت برگزار شود برای گروها این مهم است که چه کسی می خواهد هماهنگ کننده باشد و هنوز حساسیت روی افراد و پرچم است .به اعتقاد من باید تفکرات نو و جدید که خودش را با ایدئولوژی ها امیخته نکند  به وجود اید و افرادی که هنوز گرفتار دهه سی تا پنجاه هستند کنار روند .چون همین دیدگاها هست که باعث شده ما هنوز نتوانیم به یک راه حل مشترک برسیم. البته در خارج از کشور این دیدگاه بیشتر مشهود است و مردم درودن ایران هیچ نقشی در این دعواها ندارند و اساسا به دنبال نان شب و کلیه فروشی برای امرار معاش هستند .شاید دعوا بر سر لحاف ننه ملانصرالدین باشد،پس در نتیجه نباید از اسم برخی افراد که شاید طرفدار بیشتری در افکار عمومی دارند ترسید و اگر دموکرات هستیم همه چیز را باید به مردم و رای انها واگذار نمود. ائتلاف (به انگلیسی: coalition) به معنی اتحاد موقت گروه‌ها و نیروهای سیاسی است که هدف‌های معینی را دنبال می‌کنند[۱]. این اصطلاح غالباً ًدر سه سطح بکار می رود[۱]: دربارۀ احزاب سیاسی برای مقاصد پارلمانی و انتخاباتی در مورد گروه‌بندی‌های خارج از خطوط حزبی در مورد دولت‌های ملی به منظور اقدام به عمل مشترک ائتلاف می تواند به اشکال گوناگونی صورت گیرد. از جمله[۱]: ممکن است یک گروه (حزب، دولت، گروه و…) بزرگ تر به منظور دستیابی به اکثریت با چند گروه کوچک‌تر ائتلاف کند. ممکن است چند گروه کوچک با هم ائتلاف کنند تا گروهی بزرگ‌تر را از کسب توان سیاسی بازدارند. بایستی میان ائتلاف و اتحاد تفاوت قائل شد به این صورت که غالباً ًائتلاف در مقایسه با اتحاد موقتی‌تر و محدودتر و غیررسمی‌تر است. دو نکته در مورد ائتلاف : گاهی نیز ائتلاف ممکن است با هدف شکست دادن دولت صورت پذیرد. در نظام دوحزبی آمریکا ائتلاف به گروه‌بندی هایی اطلاق می شود که خارج از خطوط حزبی بر سر بیانیه‌های خاص کنگره صورت می گیرد.پس در نتیجه باید دید که روند دموکراسی می تواند نهادینه شود و با حداقل اشتراک از این حکومت عبور نمود یا هنوز می خواهیم با روند ایدئولوژی فرصت سوزی نماییم.ایا می توان خوشبین بود که در اینده افرادی که در شورای ملی دور هم جمع شده اند و کسانی که برگزار کنندگان کنفرانس استکهلم بودند به یک اتحاد دست پیدا نمایند و یا نیروهای سکولار و دموکرات و برانداز که اعتقاد به انتخابات ازاد دارند ،اما ان را به بعد از فروپاشی این حکومت واگذار نموده اند یک اتحاد فراگیر بوجود اورد .به هر حال اگر نگاه به قدرت در اینده هم باشد راهی جز گذار از این حکومت و واگذار نمودن اندیشه ها و مانفیست ها به مردم نیست.پس تنها راه ایجاد دیدگاه های نو و اسیب شناسی است که باید به راهکاری رسید که همه در ان شرکت نمایند .از اقوام گرفته تا چپ های دموکرات و راستهای دموکرات و همچنین پادشاهی خواهان پارلمانی و جمهوری خواهان پارلمانی .امیدوارم در اینده ایران تنفر جای خود را به دوستی و رقابت سالم در انتخابات ازاد دهد .و همه احزاب و مطبوعات ازاد باشند و کسی به خاطر ازادی بیان و اندیشه به زندان نرود و جان خودش را از دست ندهد .اگر امروز همه نگران حمله نظامی و تجزیه ایران هستیم و همه از اتحاد صحبت می نمایم باید راهکار اساسی ارائه شود و حق شهروندی و تبعیض زدایی برای همه ایرانیان در نظر گرفته شود .اگر امروز تمامیت ایران برای همه ما ارزش دارد باید هر چه سریعتر دیالوگ ها و گفتگوها بدون پیش شرط اما با محتوای دموکراتیک بین همه گروها بیشتر نهادینه شود .همه ما باید به راه حلی برسیم که ایران یکپارچه بماند و دموکراتیک تقسیم قدرت و ثروت با یک سیستم نامتمرکز عملی شود .تنها راه دیالوگ و گفتگو است و حق حاکمیت ملی  باید اساس کار همه ما باشد .شاید روش ها برای عبور از این حکومت متفاوت باشد اما مهم این است که نیروهای سکولار و دموکرات بتوانند بهترین گزینه را با هم انتخاب نمایند و دست به ائتلاف بزنند .این حکومت نشان داده است که تن به هیچ انتخابات ازادی نخواهد داد و راه کره شمالی را در پیش گرفته است .بیاییم با هم از این فرصت ها با توجه به نزدیک شدن فروپاشی حکومت در عرصه های مختلف استفاده نماییم و فرصت سوزی نکنیم.باور کنید این حکومت مرده است و به اتحاد ما نیاز دارد .کاری نکنیم که  نسل های اینده را باز از بین ببریم .بیایم با اتحاد به جامعه جهانی ثابت کنیم که این حکومت نماینده مردم نیست و دست از حمایت این حکومت بردارید .

 

Advertisements
به‌دست mzamani103 فرستاده‌شده در مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s