حاکمیت ملی راه گشای اتحاد اپوزیسیون

محمد زمانی

mmzاشاره:با توجه به بحران های داخلی در ایران و منطقه در خصوص تحولات اخیر که با بهار عربی از تونس اغاز شد و به سوریه رسید.تغییرات اساسی و بنیادی را درکل منطقه شاهد هستیم.هر چند که به اعتقاد من این بهار عربی از ایران با جنبش سبزاغاز شد و در اخر هم به ایران ختم خواهد شد . در همین زمینه مطلبی نظرم را جلب نمود که به تحریم ها اشاره دارد و اینکه مردم در درون ایران با چه مشکلاتی نه فقط در این مدت بلکه در این سی و سه سال به دلیل عدم مدیریت صحیح و تاراج ثروت ملی و نابودی حاکمیت ملی دست و پا می زنند.پس از گذشت هشت ماه و اندی از تحریم بانک مرکزی ایران از سوی آمریکا و تنها حدود دو ماه از تحریم های نفتی اتحادیه اروپا ، اقتصاد ایران وارد مرحله بحرانی جدیدی شده است.

بر اساس گزارش های رسمی بین المللی ، از آغاز عملی شدن ممنوعیت خرید و انتقال نفت ایران به کشورهای اروپایی ، این کشور روزانه در حدود 133 میلیون دلار زیان می بیند.همچنین در پی این تحریم ها صادرات نفت ایران تا 50% یعنی روزانه 1.2 میلیون بشکه کاهش یافته است.در صورت ادامه این روند تا یک سال دیگر ایران 48 میلیارد دلار زیان خواهد دید.در هفته گذشته در پی اعلام رئیس بانک مرکزی نسبت به افزایش نرخ مرجع ارزهای خارجی در چند روز آینده ، ارزش پول ایران در برابر ارزهای خارجی از جمله دلار تا 5% کاهش یافت.این درحالی است که نرخ مرجع ارز خارجی که از نام آن پیداست تنها به عنوان تعیین نرخ رسمی دولت باقی مانده اما عموم مردم مگر با داشتن شرایطی توانایی استفاده از آن نیستند.کارشناسان اقتصادی بزرگترین نگرانی دولت مردان ایران را ، اوضاع پر تلاتم بازار ارز می شمارند ، همچنین ایران از افزایش بیکاری که به 30% میان جوانان رسیده است ، رنج می برد.برخی کارشناسان بر این باورند که تاثیرات منفی محاصره اقتصادی بر ایران کمتر از حمله نظامی به این کشور نبوده است تا جائیکه امروزه ، گرانی کالاهای اساسی از جمله خوراکی ها ، تمام زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است .
در همین حال شرکت های ایرانی تنها توانایی بکار گیری نیمی از ظرفیت تولیدی خود هستند این در حالی است که تعداد زیادی از این شرکت ها ورشکست شده و درهای خود را بسته اند.
از سوی دیگر برخی نمایندگان کنگره آمریکا در تلاش هستند که کاخ سفید را زیر فشار قرار دهند تا سه کشور ژاپن ، هند و چین را که تاکنون از تحریم های نفتی بر ضد تهران معاف بوده اند ، برای توقف خرید نفت از این ایران ترغیب کند.
کارشناسان می گویند در صورت به نتیجه رسیدن چنین تلاش هایی و توقف خرید نفت ایران از سوی هند ، ژاپن و چین ، این اقدام به معنی فلج کردن کامل اقتصاد ایران خواهد بود

بر اساس قانون جدید که با رای مثبت 421 عضو کنگره و تنها با 6 رای مخالف به تصویب رسید ، تحریم های تازه ای علیه بانک ها ، شرکت های بیمه و شرکت های کشتیرانی طرف همکاری با ایران در نظر گرفته شده است.
در قانون جدید همچنین برای نخستین بار تحریم ها از حوزه نفت و گاز فراتر رفته و مساله غلات را هم شامل شده است و شرکت ها و دولت هایی که نفت و گاز ایران را با غلات تعویض می کنند نیز تحت تحریم قرار خواهند گرفت.
طبق قانون جدید کنگره آمریکا هرگونه همکاری شرکت‌ها و شخصیت‌های حقوقی با صنایع نفت و گاز و پتروشیمی ایران یا بانک مرکزی ممنوع شده است و مجازات هایی نیز برای کسانی که به صادرات نفت خام ایران کمک می کنند در نظر گرفته شده است.
همچنین کسانی که به تغییر پرچم نفت کش‌های ایران کمک کنند و یا راه‌های دیگری برای فرار از تحریم ها فراهم کنند نیز مجازات خواهند شد.با این تحلیل مقصرحکومت جمهوری توتالیتر اسلامی ولایت فقیه است. ولایت فقیه ایی  که منافع ملی و حاکمیت ملی را در باور صدور دین اسلام از نوع شیعه به کل جهان از شاخ افریقا گرفته تا خاورمیانه دنبال می نماید و اقای خامنه ایی خود را ولی امر مسلمین جهان می داند.با این توهم سیاسی ,تروریسم را در کل جهان تقویت نموده;و منافع ملی را در گروه عده ایی اسلامیست به خطر انداخته است.حمایت از گروهای تندرو از جیش المهدی و حزب اله لبنان و حماس و جهاد اسلامی وسپاه قدس برون مرزی و سپاه بدر گرفته تا به حمایت از طالبان و القاعده ختم می شود.واقعا این مصیبت سی وسه ساله

را چگونه میتوان به مردمی کمرخموده در برابر این همه فشار و تحقیر و بحران های پشت سر هم از تحریم و تهدید به جنگ و ویرانی ایران گرفته تا همین زلزله اخیر در اذربایجان تسلیت گفت.این همه درامد نفتی که می توانست خرج توسعه و ابادانی و اموزش و پرورش و بهداشت در ایران و ترقی ایرانیان در جامعه بین المللی باشد ببینید کجا و در چه جهتی خرج شده است.چقدر خرج توسعه انرزی هسته ایی برای تولید بمب اتم شده است و شاید با یک حمله بین المللی تمام زیربناهای اقتصادی بمباران شود.چقدر پول مردم ایران درونزوئلا و کوبا و کشورهای امریکای جنوبی کمونیستی برای مقداری زمان خریدن در قبال امریکا هزینه شده است.به جنوب لبنان نگاه کنید حساسیت حکومت برای ساختن انجا بیشتر از ایران خودمان است..به راستی که این حکومت ماموریت دارد تا تمام هستی و نیستی ما ایرانیان را باد دهد که بسیار هم موفق بوده است.اما نقش اپوزیسیون در این سی و سه ساله چه بوده است.ایا تعمق و فکر هم می کنید که ایران هر روز عقب مانده تر از دیروزمی شود و هر روز حکومت این مستبدان یک سال عقب ماندگی ایران است.در ادامه به چند پرده متفاوت اشاره مینمایم.
پرده اول:  با توجه به مطالب بالا میتوان به این نتیجه رسید که حکومت فعلی جمهوری اسلامی به غایت ضد ملی و ضد حاکمیت ملی که همان حاکمیت  مردم است می باشد و در این برهه  از تاریخ, ایران را به یک نابودی تمام عیار کشانده است.می توان از خودمان بپرسیم که ایا عدم اتحاد و نبود یک هدف مشخص و یک مانفیست در اپوزیسیون هم در این لحظات سرنوشت سازچقدر می تواند در این ویرانی تاثیر بگذارد.اما اگر بتوانیم حول حاکمیت ملی به یک توافق برسیم شاید زمان به ما فرصتی دوباره بدهد .وگرنه فقط باید نظاره گر حوادث تلخ  در ایران باشیم.به  اعتقاد من حاکمیت ملی میتواند سراغاز این اتحاد باشد و نفرت و کینه را از ما دور نماید.
حاكميت ملي در ادبيات علوم سياسي وحقوقي به قرارداد وستفاليايی 1648 بر ميگردد. در تاريخ سياسي دنيا از دیرباز تاکنون، جهان دو يا سه نوع حكومت را تجربه كرده است كه درآنها ازحاكميت ملي سخن به ميان نيامده بود. بلکه نظام هاي سياسي تاريخي جهان اين سه مدل را که مطرح مي كنیم را تجربه كرده است كه دربرخي از اين مدل ها اصلاً سخن ازحاكمت ملي نبوده است:
1) نظام سياسي امپراتوري؛ كه بخش عظيمی از تاريخ سياسي جهان را به خود اختصاص مي دهد. دراين مقطع ما با مفهوم حاكميت ملي سر وكار نداريم.
«حاكميت ملی»که ترجمه نشنل ساورینتی «national sovereignty»است و قرارداد وستفالیایی1648 سرآغاز به وجود آمدن مفهوم آن است؛ مفهومش درساده ترين تعريف عبارت است از «عالي ترين مرجع تصميم گیرنده». وقتي گفته مي شود يك ملت حاكميت دارد يعني عالي ترين مرجع تصميم گیرنده است؛ به عبارت دیگر یعنی خود فرمان مي دهد و ازهيچ كس فرمان نمي برد. در نظامهاي امپراتوري كه شاهان حكومت مي‌كنند حاكميت از آن ملت نيست و عالي ترين قدرت تصميم گیرنده، اراده شاهانه است؛ نه اراده ملت.
2) نظام سياسي دولت شهر كه در يونان قدیم پايه گذاري شده بود. در این نظام نيز چيزي به نام حاكميت ملي وجود ندارد. حاكميت؛
حاكميت اراده تعدادی ازشهروندان است؛ بردگان وغلامان حق رآي و نظر ندارند و فقط نخبگان، فلاسفه و امثال آن ها هستند كه داراي اراده وانتخاب اند. درنظام سياسي دولت شهر حاكميت ملي درحد حاكميت طبقه اشراف و فئودال يا طبقه فلاسفه ونخبگان فكري وسياسي تنزل پيدا مي كند.
3) اما در قرارداد وستفاليايی 1648 كه در اروپا بين امپراتوري هاي بزرگ اتفاق مي افتد و با شكل گيري جنبش آزادي خواهي ودفاع ازحقوق مردم اين مسئله مطرح مي شود كه قرار نيست تصميم گیرنده نهايی، شاه يا يك طبقه خاص باشد؛ بلكه این مردم هستند که تصميم گیرنده نهايی اند؛ و از اینجا به بعد با مفهوم حاكميت ملي روبه رو مي شويم.
قدرت فائقه و برتري كه فرمان مي دهد و از هيچ كس فرمان نمي برد؛ نه شاه است و نه طبقه یا مجموعه خاص؛ بلكه ملت و مردم هستند. از اين تاريخ به بعد مفهوم حاكميت ملي به وجود می آید. بنابراين در قرارداد وستفاليا است كه اولين جرقه هاي شكل گیري دولت ملت ( دولت مدرن ) به وجود مي آيد. و تا قبل ازآن؛ دولت يا دولت امپراتوري، يا دولت شهر، يا دولت قبيله است.
درجوامع پس مانده ای (که می توان به جامعه امروزایران اشاره داشت)؛ شايد امپراتوري يا دولت شهر صادق نباشد. اما  وجود دولت ملت هم هنوز آنچنان كه بايد و شايد قابل دفاع نیست. هنوز فرهنگ سياسي ما بيشتر تمايل به دولت قبيله دارد تا دولت شهر، واين يكي از جنبه هاي منفي ساختار اجتماعي وقبيله اي وسنتي جامعه ایران است.نبود احزاب کلاسیک و نبود ازادی احزاب و مطبوعات ازاد و سندیکاهای کارگری و معلمین هم معضلی است که از زمان مشروطه تا النون به این مشکلات اضافه شده است.
حاكميت ملي به معناي برترين قدرت تصميم گیرنده كه فرمان مي دهد و ازكسي فرمان نمي برد در دو بُعد قابل بيان است؛
1.حاكميت در عرصه داخلي.
2.حاكميت در عرصه بين المللي.
حاكميت درعرصه داخلي يعني آزادي و حكومت اراده مردم و شهروندان. حاكميت درعرصه بين المللي يعني داشتن استقلال و خوداِرادي در تنظيم روابط ديپلماتيك وسياسي با دنياي بيروني. البته باید اشاره داشت که جوامعی موفق می باشند که در دنیای امروزی استقلال داشته باشند نه اینکه از دنیا مستقل باشند.
وقتي سخن ازحاكميت ملي به ميان مي آيد طبعاً به اين معنا است كه يك دولت ملت وجود دارد. در دولت مدرن حداقل باید چند عنصر وجود داشته باشد: سرزمين، جمعيت، حكومت و حاكميت.

هردولت مدرن اين چهار عنصر را از نظر حقوقي داراخواهد بود. حكومت، سازمان سياسي است كه حاكميت ملي را كه همان اراده وقدرت فائقه است و درحكومت هاي دموكراتيك به مردم تعلق دارد، تمثيل و اعمال مي كند.پس میتوان نتیجه گرفت که اصولا حاکمیت ملی یعنی حاکمیت مردم.اما در این سی و سه سال و حتی در دوران پس از انقلاب 57 .مشکلات عدیده ایی وجود داشته است.البته من انقلاب 57 را ضد انقلاب میدانم چرا که یک سیستم مذهبی و واپسگرا را به جامعه ما تحمیل نمود.اگر ما در تعریف حاکمیت ملی به این نتیجه رسیده باشیم که این مردم هستند که تصمیم گیرنده نهایی اند,پس این مردم ایران هستند که بعد از رسیدن به این حق و حقوق شهروندی میتوانند نوع حکومت و نوع مدیرت ان کشور را در یک انتخابات ازاد بعد از جمهوری ولایت فقیه  مشخص و مشروعیت بخشند.پس چرا اپوزیسیون با مردم و در جهت حاکمیت ملی حرکت نکندو بعضا نمی کند . من میبینم که هنوز مباحثی مثل 28 مرداد زبان زد همه هست که ایا کودتا بود یا نبود?سوال نسل امروز ما از شما این است که به جای تفرقه و اختلاف و کینه و نفرت از همدیگر چاره ایی به حال امروز ایران داشته باشید و اینقدر فرصت سوزی نکنید?.از تاریخ درس عبرت بگیرید و هر حکومت را درست مورد بررسی و نقد قرار دهید .که مثلا در دوران پهلوی ما چه دستاوردی داشتیم..مگر ایران در ان دوران به طرف مدرنیته نمیرفت?ایا حق رای دادن به زنان در سال 1341 اشتباه بود که خمینی و بخشی از روحانیون مخالف بودند?ایا انقلاب سفید مفید نبود?ایا سپاه دانش و سپاه بهداشت اهمیت نداشت?ایا ایرانیان در جوامع بین المللی قابل احترام نبودند?اما سوال دیگر اینست  چرا انسداد سیاسی که در دوران پهلوی  وجود داشت و من هم منکر نیستم روشنفکران ان زمان که یا ضد امپریالیسم بودند یا در دامن شوروی !چرا نتوانستند در قالب حاکمیت ملی اطلاحات بوجود بیاورند?ما ایرانیان عادت کرده ایم که اگر کاری را کردیم که درست بود میگوییم خودمان کردیم اما اگر ان برنامه شکست خورد دنبال مقصر میگردیم.به خاطر اینکه شکست خود را توجیه نماییم.اپوزیسیون ما گرفتار این درد مزمن است.ایا همین افراد به نسل ما پاسخگو هستند که چرا این حکومت توتالیتر را به جامعه تحمیل نمودند?به فرض اینکه حکومت پهلوی دیکتاتور بود پس چرا به دنبال فردی مثل خمینی افتادید که تفکرش و کتاب توضیح المسایل اش و کتاب ولایت وفقیه اش را خوانده بودید?ایا انتقادی از شما روشنفکران که امروز هم نمیدانید چه می خواهید از اقای خمینی در سال چهل ودو انجام دادید?.ایا کتاب های خمینی را به اطلاع و اگاهی مردم رساندید?..پرده دوم:می خواهم در این پرده به موضوعات دیگر نگاهی بیندازم.با توجه به اینکه جنبش سبزسراغاز اعتراضات مردم برای مطالبات خود که در این سی و سه سال از طرف حاکمیت نادیده گرفته شده بود ;به شدت سرکوب شد .چرا که الترناتیوی سکولار و دموکرات در قبال این حکومت توتالیتر وجود نداشت و اساسا جنبش با رهبری اقای موسوی و کروبی که خواستار همین قانون اساسی موجود و بازگشت به دوران سیاه خمینی بودند منحرف شد .و باعث سردرگمی مردم و ناامیدی انان برای تغییر شد.مردمی که در این جنبش نشان دادند که ساختار شکن  و خواستار عبور از تمامیت این حکومت هستند .اما بدلیل عدم یک مانفیست و برنامه و هدف مشخص جنبش فروکش نمود.به اعتقاد من با توجه به اینکه در ان زمان در حوادث بعد از انتخابات شرکت داشتم و نظاره گر همه مسائل بودم به دو نتیجه رسیدم.اول اینکه این حکومت با قانون اساسی موجود اصلاح شدنی نیست وتنها راه نجات این مردم یک حکومت سکولار و دموکرات است.دوم اینکه خلع مدیریت و نبود یک الترناتیو مشخص سکولار و دموکرات مردم را سردرگم نمود.به اعتقاد من در ایران هر گروهی که بخواهد حرکتی سازنده برای دموکراسی و سکولاریسم انجام دهد به شدت سرکوب و روانه زندان می شود.پس با کسانی که معتقد هستند در ایران الترناتیوی سکولار وجود دارد یک توهم است و در شرایط امروز هم نمی توان از اصلاح طلبان به عنوان الترناتیو این حکومت یاد نمود.چرا که انان در چارچوب همین حکومت و قانون اساسی موجود در حرکت هستند .که نمی تواند مطالبات مردم را براورده نماید.پس وجود یک الترناتیو سکولار و دموکرات با مانفیست و هدف و برنامه در خارج از کشور احساس میشود .هرچند هم که اقداماتی در خصوص اتحاد اپوزیسیون و ایجاد یک الترناتیو در خارج از کشور ایجاد شده است اما هنوز به علت نبود یک هدف مشخص و پراکندگی و چند دستگی و تخریب نتوانسته است شکل واقعی خود را بگیرد…………پرده سوم  .›:بعد از  این دو پرده می خواهم با اپوزیسیون خارج از ایران صحبتی داشته باشم.شاید گوش شنوایی باشد .سوال اول از اصلاح طلبان رانده شده از حکومت فعلی  است که بعضا در داخل و خارج ازکشور به قول خودشان نقش اپوزیسون را بازی می کنند  .همه شما نیک میدانید که این حکومت با قانون اساسی موجود اصلاح پذیر نیست چرا که خود شما هم توسط همین قانون اساسی از کشتی نظام با یک کودتا پیاده شدید و لقب فتنه هم از طرف رهبری و سپاه هدیه گرفتید.در دوران پس از انتخابات تحقیر شدید و اساسا کوچکترین احترامی به حقوق شهروندی شما که سی و سه سال است نهادینه شده و شما هم بخشی از این حکومت بودید در نظر گرفته نشد.یا به زندان افتادید یا شکنجه شدید و یا مجبور به اعترافات تلویزیونی شدید و یا ایران را ترک کردید.اما شگفتا که هیچ انعکاسی از طرف شما با این همه تحقیر و توهین در خصوص رفتن این حکومت و امدن یک حکومت مردم سالار و سکولاردیده نشد و باز تایید کردید که ما در چهارچوب همین حکومت و قانون اساسی موجود فعالیت مینماییم و خط ما از براندازان و ساختارشکنان جدا است .مشکل شما این است که دموکرات نیستید و فقط از اصلاحات دکانی برای به قدرت رسیدن خود بهره می برید.امیدوارم در دنیای ازاد خارج از ایران به این نتیجه برسید.که منافع ملی و حاکمیت ملی از منافع شخصی و حزبی برتر است و از این فرصت استفاده نمایید و به حکومت مردم برگردید.اتفاقا می خواهم به این نکته اشاره نمایم که در سال شصت و هشت که متن تجدید نظرقانون اساسی توسط اقای خامنه ایی به اقای موسوی که ریس دولت بودند واقای کروبی که ریس مجلس و اقای یزدی ریس قوه قضائیه بودند متمم چه چیزی بود .قانون اساسی که ولایت فقیه را حاکم مطلق میداند.چرا به اصل صدو ده قانون اساسی در ان زمان اعتراض نکردید.?    ایا قانون اساسی موجود را یک قانون دموکرات بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر میدانید?تمام بدبختی مردم ایران همین قانون اساسی موجود است تا دیر نشده جبران خسارت کنید و خود را در قبال مردم ایران به لحاظ وجدانی و تاریخی مسوول بدانید.زمان به سرعت میگذارد و شما از مردم و زمان عقب هستید.حکومت به هیچ کس وفادار نیست مخصوصا که اگر دیکتاتوری حاکم باشد.به سرنوشت تک تک دیکتاتورها از پینوشه و چائوشسکو.وتروخیو و همین بهار عربی را در نظر بگیرد.اخلاق را از خواهران میرابل در دومینکن یاد بگیرید.باشد که در افکارتان بازنگری کنید و به مردم بپیوندید.مردمی ستمدیده و خسته و گرفتار در زندان بزرگ جمهوری ولایت فقیه? در تاریخ اسم افرادی می ماند که در راه ازادی و دموکراسی هزینه دادند نه با مردم بخاطر منافعشان بازی کردند…پرده چهارم…:.صحبت من با کسانی است که خواستار انحلال و براندازی این حکومت هستند.این افراد باید در شرایط امروز درک کنند که شرایط ایران یک شرایط حساس است و یک توازن نابرابر با حکومت جهل و تاریکی ولایت فقیه وجود دارد .کانت میگوید روشنگری ,خروج ادمی است از نابالغی به تفسیر خویشتن خود و نابالغی در به کار گرفتن فهم خویش است بدون هدایتگری.پس اگر حاکمیت ملی و منافع ملی برای شما هم مهم است چرا در کنار هم با حداقل نظرات در یک دنیای بدون کهریزک و ترس و استرس نمیتوانید یک اتحاد فراگیر با هدف مشخص بوجود اورید  و اینقدر چوب لای چرخ هم می کنید.اگر برای شما حاکمیت ملی مهم است پس چرا نمی توانید با یک طرح اساسی و اتحاد فراگیر حاکمیت مردم را به مردم برگردانید و بعد از مردم رای اعتماد بگیرد.چرا در پیله خودتان هنوز گرفتارید.نسل امروز و مردم ایران برنامه و مانفیست می خواهد.چرا پلورال نیستید و کثرت گرایی را رشد نمی دهید.ایا توهم قدرت اینقدر مهم است یا ایران از همه ما مهمتر است..برخی از شما که در اوردن این حکومت عقب مانده سهیم بودند چرا اظهار پشیمانی نمی کنیدو شهامت به خرج نمی دهید و امروز هم به داد و فریاد این مردم ستمدیده نمی رسید.اگر برنامه ایی ندارید دست بردارید و شعار ندهید

نتیجه:امروز شرایط حساسی است و همه شما هم می دانید که این بحرانها چقدر به ویرانی ایران اسیب می رساند.تنها راه نجات ایران طرح حاکمیت ملی است که می تواند بر اساس سکولاریسم..اعلامیه جهانی حقوق بشر ..تمامیت ارضی ایران و عدم تمرکز قدرت.و.انحلال و براندازی این حکومت باشد.اگر به حاکمیت ملی اعتقاد دارید و به رای و نظر مردم احترام می گذارید.پس حکومتی که حاکمیت مردم را غصب نموده و فرهنگ و هویت ایران و ایرانی را به چوب هراج گذاشته است  را با طرح و برنامه این حاکمیت ملی را  در یک کمیته تدارکات که در بر گیرنده جمهوری خواهان و مشروطه خواهان و اقوام ایرانی که احزاب منطقه ایی محسوب می شوندو همچنین افراد سکولار در داخل ایران و با پیوند داخل و خارج از ایران این حق را به مالک اصلی ان که مردم ایران هستند برگردانید.و بعد از حکومت جور و ستم ولایت فقیه نوع حکومت و نوع مدیرت اینده را بعد از بررسی های کارشناسانه در یک انتخابات ازاد به رای مردم بگذارید.زمان به سرعت می گذرد و همه شما در قبال نسل اینده باید پاسخگو باشید.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s