مصاحبه تلویزیون اتحاد با محمد زمانی در راستای اهمیت سکولاریسم سیاسی
مصاحبه تلویزیون اتحاد با محمد زمانی در راستای اهمیت سکولاریسم سیاسی
باید به خانم کروبی و اقای قدیانی گفت در واقع، خود قانون اساسی منشاء اصلی فساد است و این فساد به اصلاح دفع نمی شود. این پای بست قانون اساسی است که فاسد بوده و خانه فاسد «نظام جمهوری اسلامی» بر آن استوار گردیده است. قانون اساسی این نظام، در اولین اصل خود، نوع حکومت را که جمهوری اسلامی است را بیان می کند و بلافاصله در دومین اصل خود، به تعریف ماهیت «جمهوری اسلامی» می پردازد. اصل دوم قانون اساسی: جمهوری اسلامی ، نظامی است بر پایه ایمان به : 1 ـ خدای یکتا(لااله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او.
اری انتصابات دیگری در راه هست که احتمالا باید علی لاریجانی از درون صندوق رای ،از پیش تعیین شده بیرون بیاید تا سرا پا گوش ،به فرمان اربابش باشد.باید به اقای لاریجانی گفت :همان بهتر که به محل تولد خود، یعنی شهر نجف برگردی و گرنه دیر یا زود این اتفاق هم برای شما و برادرانت و هم برای اربابت از طرف مردم ازادی خواه با ان فرهنگ اصیل ایرانی خواهد افتاد.باشد که مردم با تحریم انتخابات 92 بار دیگر یک نه بزرگ ،هم به حکومت توتالیتر جمهوری اسلامی و هم یک نه بزرگتر به کسانی دهند که نه ایرانی هستند و نه دلسوز مردم
به اقای خمینی بنگرید که چگونه با برخی شعارها بر اریکه قدرت تکیه زد و جامعه ایران را به ورشکستگی کامل رسانیدو نگاهی هم به رفتار و کردار اقای خامنه ایی و بیت ایشان داشته باشید که چگونه ممکن است یک فرد که با شعر و موسیقی اشنا بود، امروز تبدیل به خون اشامی شده است که جان ،مال و ناموس مردم برای او ارزشی ندارد.تنها چیزی که برای او مهم است اقتدار و قدرت طلبی است.سوال اینجاست که چگونه چنین افرادی وقتی به قدرت می رسند انهم از نوع ایدئولوژی مذهبی خودشان را صاحب یک ملت می دانند و پاسخگو به مطالبات مردم نیستند! ایا همه دیکتاتورها دچار بیماری روانی هستند?یعنی پول و قدرت و تملق گویی اطرافیان یک فرد را می تواند اینقدر فاسد نماید؟محمد زمانی
با توجه به مقوله الترناتیوسازی که این روزها از مباحث کلیدی در میان ادیت جامعه و مردم در قبال حکومت مذهبی و توتالیتر ولایت مطلقه فقیه در جریان است، می تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد. اما هنوزبا توجه ،به این نیاز برای این امر مهم مسیر طولانی در پیش است.چرا که نبود شفافیت و اعتماد سازی،نبود گفتمان ملی در خصوص گنگره یا کمیته تدارکات که بتواند همه را سهمیم نماید ،خودی و غیر خودی کردن،پرهیز از شاخه ارتباط و دیالوگ بین گروها و سازمانها و شخصیت های سیاسی و فرهنگی،نبود یک هدف مشخص در دیدگاه های برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در کنفرانسها و جلسات،بیانیه های بی هدف و بیرنگ که حکومت فعلی را انچنان که باید و باشد مخاطب قرا نمی دهد،
نگاه نداها، سهراب ها، هاله ها،و عزیزان دیگر که جانشان را فدای ازادی نمودند ، و حال نگاه ستار چه پیغامی برای ما دارد؟ ان نگاه ها پیغامشان سکوت نبود، ان نگاه ها پیغامشان ازادی و بر علیه حکومتی ،غیر ایرانی بود و همه این را صدا می زدند که به کدامین گناه کشته شدیم؟پیغامشان این بود که تا کی باید نظاره گر این همه جنایت باشیم?تا کی باید مبارزات خود را در دنیای مجازی ان هم در حد خبر رسانی محدود نماییم?تا چه زمانی باید توهین و حقارت را تحمل کنیم?تا کی باید بی تفاوت باشیم و برای جان انسانها ارزشی قائل نباشیم?تا چه زمانی باید خیانت ها را تحمل نمود و شاهد گندم نماهای جو فروش بود?
نسل امروز از حرفهای تکراری خسته است به قول ستارخان دشمنان ما تنها زمانی می توانند بر ما پیروز شوند که خود ما دشمن همدیگر شویم. «ساموئل» سخن پر معنایی گفته است اری برای شنا کردن در جهت مخالف جریان رود قدرت و جرات لازم است. هر ماهی مرده ایی میتواند همسو با جریان اب حرکت نماید. براستی شرف و تعهد اخلاقی برای یک جامعه که بخواهد به رشد و ازادی برسد واجب است. بعضی مواقع از این همه رسانه و اپوزیسیون موازی در برابر اپوزیسیون واقعی و مردمی انسان را شگفت زده می نماید. که چگونه عده ایی از پول خون مردم ایران برای خود بهره برداری می نمایند.
در آستانۀ جنگ جهانیِ دوم سوالی ذهن جامعه شناسان را به خود معطوف داشت و آن اینکه چرا برخی کشور ها به سمت اقتدار گرایی گرایش یافتند در حالی که بقیه از نهادهای آزادیخواه حمایت کردند. انسان شناسانی مانند مارگارت مید و روث بِنِدیکت ، قبل از جنگ جهانی دوم و حتی طیّ آن، طرفدار دیدگاهِ «فرهنگ و شخصیت» بودند که بر طبق آن اعضای جوامع مختلف، الگو های شخصیتی متفاوتی پرورش می دهند که همین امر به نوبۀ خود علتِ گرایش افراد به نهاد ها و برنامه های خاصّی در جوامع می شود. از همین دست استدلال ها، البته در قلمروِ متفاوت، از سوی متفکران دیگری نیز صورت گرفته است.
کاریکاتور
محمد زمانی
عاملي كه باعث شده توضيحي در مورد نقد ارائه دهم. اين است كه مقالات زیادی در سایت ها در خصوص چگونگی اتحاد بین گروها و سازمانها درج می شود. با توجه به لزوم اتحاد بین گروها و احزاب سیاسی برای ایجاد یک الترناتیو سکولار و دموکرات در قبال حکومت اسلامی در ایران ، متاسفانه تخریب و تعصبات شخصی و گروهی،جای خود را به نقد درست داده است. به باور من هیچ شخصی نباید مصون از نقد درست باشد .در اپوزیسیون عده ایی نه بر مبنای اعتقاد به یک شخصیت ملی ،بلکه به عنوان ابزاری برای بهره برداری شخصی و حزبی استفاده می نمایند.ما اگر بخواهیم منصف باشیم باید خالی و پر بودن یک لیوان اب رابا هم ببینیم.،