تفاوت نقد با پیش داوری و قضاوت نادرست

P1000280محمد زمانی

پیش‌داوری یا قضاوت زودهنگام، فکر یا احساسِ مخصوص راجع به یک فرد، یا موضوع است که معمولاً قبل از بررسی اطلاعات لازم و سند معتبر پدید می‌آید و بیشتر بر شواهد ناکافی و خیالی استوار است. به‌عبارت دیگر، پیش‌داوری مبتنی بر منطق و واقعیت نیست، بلکه بیشتر استوار بر حدس و گمان و فرضیه است.اساسا پیش داوری بدون استدلال منطقی بوجود میاید .در عصر امروز باور به نقد رشد بیشتری داشته است ونقد سنجش درستی و نادرستی و واقعیات چیزها از جمله پیش داوری است و نقد پیشداوری صحت و اعتبار خود را تنها از طریق نقد بدست میاورد .

«فوکویاما» اندیشمند پُست مدرنیست در بارهء نقد می نویسد: «نقد، روش بررسی، در فرایند گیرندگی و دهندگی ذهن است که در ارتباط دو سویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می گیرد. به همین دلیل نقد پیش داوری شکل واقعی خود را بروز میدهد و بر اساس حدسیات و گمان زدن ایفای نقش نمینماید . نقد، یکی از روش های مهم به منظور ارزیابی اش از این که منتقد به نقد داده های مطرح بپردازد، باید به معیارهایی که در بر گیرندهء فرهنگ نقد است توجه داشته باشد. – پرهیز از حُب و بُغض و یکسو نگری – جلوگیری از قطعی انگاری در هنگام بررسی – بررسی همه جانبه و مبتنی بر ویژگی های مثبت و منفی اثر – برهم زدن هنجارهای متعارف و سنتی در حین ارزیابی و ارزشیابی و هنجارشکنی های آگاهانه – آگاهی داشتن از تئوری ها و نظریه های جدید در حوزهء نقد و بررسی.

نقد پیش داوری از انتقاد پذیری هم استقبال مینماید .رابرت گیدمن» نویسندهء اروپایی میگوید : «پیش از این که در بحث ظرفیت شناسی، نقد، ظرفیت ارزشی دانسته شود، فرهنگ نقد پذیری، ظرفیت ارزشی پنداشته می شود»انچه که گیدمن از نقد پیش داوری میگوید; کنار گذاشتن قضاوت های بی مورد است .اساس کار نقد نمودن و نقد پذیر بودن است و رد پیش داوری است .در این تعبیر «گیدمن» «فرهنگ نقد پذیری» وجود دارد. بی تردید، داشتن روحیهء فرهنگ نقد پذیری، یکی از ظرفیت های ویژه، برای داده های مورد نقد انگاشته می شود.

نقد پیش داوری یعنی کاربرد عقل و خرد و توسعه منطق گرایی در عرصه های مختلف .نقد پیش داوری مبحثی است که در عصر مدرنیته با ان پیوند خورده است . در خصوص محور اصلی گسترش اندیشه در عصر جدید که همانا نقد پیش داوری است ،اساسا تحلیل ها بر اصول استدلال های واقعی است .نمیتوان بدون تحقیق و مطالعه در هر موضوعی خود را صاحب نظر دانست و یا با تعصب کور یک ایدئولوژی شکست خورده را تبلیغ نمود .اساسا افرادی که واقعیت گرا نیستند بیشتر پیش داوری مینمایند .
در نتیجه گسترش اندیشه بدون نقد پیش داوری عملی نیست .نقد، نشانه عقلا‌نیت در عصر جدید است.عقلا‌نیت انتقادی حاوی دو مفهوم کلی است، یکی عقل و دیگری هم نقد. عقلا‌نیت، سرمایه نقد و نقد هم نشانه عقلا‌نیت است. قدرت عقل و سپس قدرت نقد هم، بهترشناخته می شود. نقد از یک سو با جزم مقابله می‌کند و از سوی دیگر با شکاکیت و پیش داوری .نقد یک عمل کاملا‌ ذهنی و حاصل تقابل یک تئوری با تئوری دیگر است. چرا که منشا آن عقلا‌نیت و عقلا‌نیت هم از حوزه مفهوم است. کار نقد کشف تناقض است. تناقضاتی که در بن و پایه‌های یک‌اندیشه وجود دارد و با پیش داوری مبارزه و در تقابل با این تفکر است .در جهان امروز بدون نقد پیش داوری نمیتوان یک جامعه پویا داشت .در مورد تفکر عصر جدید و ارائه نظر در مورد پیش داوری میتوان به فرانسیس بیکن به عنوان یکی از متفکران قرون 16 و 17 (1626-1561) اشاره داشت ، فرانسيس بيكن» فيلسوف انگليسي، معتقد بود كه پژوهشگر حقيقي تا زماني كه دست از پيش داوري بر ندارد و روش درست پژوهش را به كار نگيرد، نمي تواند از خطاها و مانع هايي كه در سر راه او وجود دارد دور باشد و چه بسا به بيراهه رفته قضاوتي مي كند كه درست نيست. فرانسیس بیکن برای رسیدن به حقیقت و کشف آن و معلوم کردن مجهول با توجه به موضوع و روش مورد نظر، بیکن معتقد است موانعی بر سر راه انسان قرار دارد که انسان را گمراه می کند. بیکن آنها را «بت های انسان» می نامد. بت بنابر تعریف بیکن سایه ای است که به جای ذات صاحب سایه می نشیند و تصویری است که جای اصل قرار گرفته است، که دارای انواعی است: 1. بت های قبیله؛ نخستین اشتباهات انسان است. خطاهایی که از خصایص طبع بشر است. 2. بت های غار یا شخصی؛ خطاهایی است که اشخاص به مقتضای طبیعت اختصاصی خود به آن دچار می شوند. مانند این که هر کس به امری دل بستگی دارد و آن را مدار و محور عقاید خود را قرار می دهد. 3. بت های بازاری؛ یعنی خطاهایی که برای مردم از نشست و برخاست یکدیگر دست می دهد به واسطه نقص و قصوری که در الفاظ و عبارات هست. زیرا، آنها را عامه وضع کرده اند و از روی تحقیق نبوده است. 4. بت های نمایشی؛ یعنی خطاهایی که از تعلیمات و استدلال های غلط حکما حاصل می شود. بیکن با ذکر این چهار بت اشاره می کند که این ها مسائلی هستند که باعث گمراهی انسان در کسب معرفت حقیقت می شوند و باید مواظب آنها بود و تا حد امکان از آنها بود و تا حد امکان از آنها دوری کرد و در راه و طریق علمی به دور از پیش داوری و مسائل شخصی، محیطی و تعالیم گذشتگان قدم گذاشت. وی نام اثر خود را اورگانون نو نامید که بنوعی در مقابل منطق ارسطو قرار داد. آنچه ما مشاهده می‏کنیم نقاب یک واقعیت نهانی نیست. آنچه درباره مشاهداتمان می‏گوییم علم است و علم مقالی است درباره آنچه مشاهده می‏کنیم.» فرانسيس بيكن» برآن بود كه اگر ما بدون هيچگونه پيشداوري به خود پيشامدهاي واقعي رو كنيم، مي توانيم از بيراهه رفتن در امان باشيم. بنابرنظر او هنگامي حقيقت چيزها را درك مي كنيم، كه داده هاي تجربي را با كمك نيروي انديشه خود منظم كنيم. در اين صورت اسيرخرافات نخواهيم شد. كار ما در اين مرحله همچون زنبور عسل است كه با گرفتن شيره گل و گياه با هنر خود انگبين مي سازد و اين كار حقيقي فلسفه است. . هرچند كار بيكن ستودني است اما خالي از خطا نيست. وي بيش از اندازه به روش استقراء و مشاهده اهميت مي داد.

Advertisements
به‌دست mzamani103 فرستاده‌شده در مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s