حشمت طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران ; ما ملت ایران باید تصمیم بگیریم

حشمتنمی دانم از کجا باید شروع کنم، فاجعه از بس بزرگ است بیانش نیز مشکل است. حتی سردمداران حکومت که خود عامل اصلی فساد و تباهی کشور هستند، زبان به اعتراض باز کرده و اظهار می دارند: “فساد همه جا را گرفته است”. رقم های بسیار کلان دزدی، اختلاس، رشوه و چپاول به اندازه ای تکرار شده که بیان آن به صورت عادی در آمده است. در سال 1373 که اولین بار از طریق هفته نامه پیام دانشجو اختلاس 123 میلیاردی را افشا کردیم، جامعه تکان خورد و برنهادهای حکومتی شوک وارد شد. اما اینک و پس از 20 سال از آن ماجرا، افشای فسادهای عظیم تر ازآن، تاثیری براجتماع و حکومت ندارد. نمی دانم متولیان حکومت از شخص خامنه ای تا وکلا، وزرا، سران قوا و نهادهایی مثل سپاه پاسداران و دیگران که 35 سال است قدرت سیاسی و مالی را در انحصار خود درآورده اند، چه پاسخی برای این عملکرد فاجعه آمیز خود دارند! قرار است چه کسانی را برای این امر متهم کنند. مگر عوامل امنیتی، انتظامی، نظامی و شبه نظامی آنها کوچکترین فعل و انفعالات شهروندان را کنترل نمی کنند؟ مگر آنها هر روز به بهانه ای به درون خانه ها نمی ریزند و شهروندان بی گناه را به اسارت نمی گیرند؟ بنابراین دزدی های چند هزار میلیاردی را چه کسانی جز خود آنها انجام می دهند؟ آیا به جز در پناه قدرت انحصاری، افراد و نهادهای وابسته به قدرت قادر به چنین فسادهایی هستند ؟

از آن سو، با ملتی روبرو هستیم که بنا به آمار رسمی بیش از 40% از آنها زیر خط فقر مطلق زندگی می کنند. خشونت و فساد، بخش های بزرگی از جامعه را در نوردیده است. سرکوب و بگیر و ببند روز به روز افزایش می یابد. روزی نیست که قدرتمندان غیر پاسخگو که از ثروت و قدرت بی حساب مست و مدهوش شده اند، برای مخالفین و منتقدین داخلی، خط و نشان نکشند و بدون تشکیل دادگاه صالحه، آنها را به فتنه،…. و اعدام محکوم ننمایند. روحانیون حاکم و نهادها و اشخاص تحت زعامت، از رهبر تا ائمه جمعه و جماعات و اعضای شورای نگهبان، آنقدر فتنه فتنه می کنند و برای مخالفین حکم اعدام و محکومیت صادر می کنند و خشونت گفتاری را ترویج می نمایند که حال انسان دگرگون می شود! راستی در این مملکت چه خبر است و ما به کدام گناه به چنین سرنوشتی گرفتار شده ایم!؟ نکند تاوان روزی را پس می دهیم که توده وار و چشم و گوش بسته به دنبال امام راه افتادیم!عکس او را در ماه دیدیم، به هر چه گفت اعتماد کردیم، از فدا کردن زندگی و جان و مال برای انقلاب و جنگ دریغ نورزیدیم و توده وار زمینه ای را مهیا کردیم تا جماعتی بر ما حاکم شوند که از صبح پیروزی اولیه ی انقلاب، بر کوچک و بزرگ ما رحم نکردند. هر آن کس از منتقد و مخالف را به صورت جدا جدا و مرحله ای، از دم شمشیر انتقام گذراندند تا هیچ کس جرات مخالفت با آنان را پیدا نکند. آری ملت ایران از کوچک و بزرگ و از بی گناه و با گناه، تاوان بی خردی ما را پس می دهد به روحانیونی که قرار بود آزادی، عدالت، اخلاق، معنویت و ترقی را برایمان به ارمغان بیاورند، چشم وگوش بسته سواری دادیم تا اینک چنین ستم و فسادی را برما حاکم کنند و روزگارمان را تباه نمایند!

عمق تراژدی این است که چنین دارو دسته ای فساد انگیز و ستمگر که نه تنها ملت ایران بلکه منطقه و جهان از شر و فتنه انگیزی آنها در امان نیستند و بسیار زیرکانه بخش بزرگی از جامعه ی تحصیل کرده را نیز به بازی گرفته اند، چه رسد به توده های نا آگاه! این بازی را هر 4 سال و 8 سال تکرار می کنند و بخش بزرگی از جامعه را به امید کاذب سرگرم می کنند.

به واقع هر گاه به 7 سال دیگر می اندیشم که قرار است همین وضع ادامه پیدا کند و گروهی به نام تدبیر وامید و بدون اینکه اختیاری برای حل بحران های بزرگ مثل پرونده ی هسته ای یا قانونمند سازی قدرت های غیر پاسخگوی سیاسی و اقتصادی مثل ولی فقیه و نهادهای تحت امر و در نتیجه پیش گیری از فسادهای عظیم مالی و سیاسی و یا اجرا و نهادینه سازی قوانین مربوط به حقوق شهروندی، داشته باشند، همچنان وعده های بدون پشتوانه بدهند، وحشت می کنم. قرار است چند 8 سال بر این مملکت بگذرد و خاتمی برود و احمدی نژاد بیاید!؟

می دانم خیانت روحانیون سیاسی حاکم به آرمانهای یک ملت به پا خاسته در بهمن سال 57، موجب گردیده تا هیچ فرد و گروهی به دیگری اعتماد نکند. می دانم نهادهای امنیتی – تبلیغی دارو دسته ی حاکم ، روز و شب در حال پاشیدن بذر بی اعتمادی در بین گروههای مختلف اجتماعی بر علیه مخالفین رژیم است. می دانم اصلاح طلب ها (مشخصا ملی – مذهبی ها، نهضت آزادی ها و مشارکتی ها ) به دلیل نفوذی که در بین اپوزسیون و بخش های بزرگی از مردم دارند و نیز به دلیل برخورداری از امکانات فراوان، به مسیری جز چارچوب نظام فعلی باور نداشته و به جد مانع اتحاد اپوزسیون می شوند. می دانم که آنها حتی به موسوی و کروبی وفا نکردند و به جای تداوم جنبش سبز، آزادی موسوی و کروبی را از خامنه ای گدایی می کنند. اما بار دیگر تاکید می کنم، ما ملت ایران باید خود تصمیم بگیریم. باید بر بی اعتمادی و نا امیدی و محافظه کاری غلبه کنیم. باید باور کنیم از بازی های این حکومت که هر 4 سال و 8 سال یک بار تکرار می شود، هیچ چیز جز فساد، فقر و سرکوب بیشتر عاید ما نمی شود. باید نگاهی به وضع جوانان بی کار، نا امید و سرکوب شده ی خود بیاندازیم و باور کنیم جز همت، امید، تلاش و اتحاد ملی، هیچ کلیدی این قفل بسته را باز نخواهد کرد. ملتی که نخواهد از خود بلند همتی، گذشت و فداکاری نشان بدهد، به مرگ و تباهی تدریجی دچار میشود. من به گروههای گوناگون اپوزسیون پیشنهاد داده ام رهبری شورایی و دموکراتیک تشکیل بدهند و چنانچه شرایط را مناسب می بینند، از ملت دعوت کنند تا با پیوستن به اعتصابات سراسری در روز 25 بهمن ماه و 14 اسفند ماه، میزان نفوذ و توانمندی خود را برای راه اندازی یک جنبش اجتماعی قدرتمند محک بزنند. رمز پیروزی ما در اعتماد تود ه های وسیع مردم و نهاد ها و جنبش های فعال به این رهبری دسته جمعی و دموکراتیک است. من امیدی به اصلاحات درون حکومتی و منتظر ماندن برای توافق هسته ای بر سر عقل آمدن حکومتی که جز خشونت ورزی، تعصب ورزی، جنگ افروزی و انحصار طلبی، کاربلد نیست، ندارم. امید است ما ملت ایران، یک باردیگر متحد شدیم و برای رهایی از این جهنم حکومت ساخته تصمیم بگیریم.

حشمت الله طبرزدی/ زندان گوهردشت 7 دیماه 1393 خورشیدی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s