با حکومت اسلامی چه باید کرد؟

محمد زمانی
me in suitمدت هاست که با خودم فکر میکنم ،چرا این حکومت با قانون اساسی موجود توانست،بر ایران حاکم شود و بعد از سی و پنج سال هنوز، با فریب به حکومت خود ادامه میدهد .به اعتقاد من انسداد سیاسی و جنگ سرد بین شوروی سابق و دنیای غرب و حمایت نیروهای به اصطلاح روشنفکر، که بیشتر از جریان چپ بودند از خمینی به عنوان یک الترناتیو برای مبارزات و سقوط دوران پهلوی بهره جستند ،اما نتوانستند یک سیستم سکولار و دموکرات را بعد از دوران پهلوی در ایران نهادینه نمایند و بازی را به اسلامیست ها باختند.عدم حمایت از بختیار و شکاف بین جبهه ملی و اتحاد چند خانواده سیاسی از طیف های مختلف برای کنار زدن شاه از قدرت و حمایت قدرت های بین المللی منجربه انقلابی شد، که مشخصا خمینی در راس ان قرار گرفت . (1) به عنوان نمونه کنفرانس گوادلوپ جلسه‌ای بود که در ژانویه ۱۹۷۹/دی ۱۳۵۷ میان رؤسای دولت ۴ قدرت مهم بلوک غرب (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان غربی) در جزیره گوادلوپ برگزار شد و موضوع اصلی آن بررسی وضعیت بحرانی ایران در آن دوران -آخرین روزهای پیش از انقلاب ۵۷- بود. این جلسه به میزبانی والری ژیسکار دستن رئیس‌جمهور فرانسه در جزیره گوادلوپ از سرزمین‌های ماورا بحر فرانسه در دریای کارائیب با شرکت جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، هلموت اشمیت صدراعظم جمهوری فدرال آلمان و خود ِ ژیسکار دستن برگزار شد. در این جلسه در مورد قریب‌الوقوع بودن سرنگونی محمدرضا پهلوی شاه ایران توافق حاصل شد اما در مورد نتایج و مذاکرات دیگر این نشست روایت‌های متفاوت و متناقضی مطرح شده‌است(1).انچه که از این مبحث میتوان نتیجه گرفت ،نبود یک الترناتیو مشخص بعد از حکومت پهلوی و جنگ قدرت بین احزاب و سازمان های درگیر انقلاب و دخالت های قدرت های جهانی مشهود است . اگر بخواهم طرح کمربند سبز برژینسکی را به این مطلب اضافه نمایم، میتوان ایران را قربانی اصلی این بازی در منطقه خاورمیانه دانست . طرحي كه مي گفت براي مقابله ريشه اي با كمونيسم و جلوگيري از پيشروي بيشتر آن بايد به روي تقويت و تهييج گروه هاي مذهبي و اسلامی از اهرم باورهاي مذهبي و اسلامي در خاورميانه استفاده كرد.طراحان این طرح اعتقاد داشتند که دولت هاي ملي گرا با وجود اقبال هاي اوليه، در بلندمدت توان مقابله و رقابت با تئوري هاي ماركسيستي را ندارند و آن ها توسط كادرهاي سازمان يافته چريكي و حزبي چپ سقوط مي كنند و كشور را براي هميشه به كمونيست ها واگذار مي كنند. در حالي كه، گروه هاي مذهبي و جهادي تا سر حد مرگ مقابل كمونيست ها مي ايستند و از چنان نيروي قهري برخوردارند كه حتي وقتي همه تلاش هاي دموكراتيك براي نجات كشور ناكام بماند، با قدرت استبداد ديني، كشور را به هر قيمتي كه شده در مقابل نفوذ كمونيسم حفظ مي كنند.البته این طرح با حمایت موساد در منطقه و منافع اسرائیل همخوانی داشت .به هر حال در پروسه سیاسی همه کشورها به فکر منافع استراتژیک خود هستند و کسی تضمین کننده دمکراسی برای دیگر کشورها نیست .انچه که مهم است و سوال اساسی در برابر گروها و سازمان های دهه پنجاه میباشد و باید پاسخ دهند این است که ،ایا از چنین طرح هایی باخبر بودند و یا اینکه خود انها هم جز این طرح برای اسلامیست کردن ایران بودند ویا اینکه تحلیل انها در این خصوص اشتباه تاکتیکی بوده است .به باور من عدم پاسخگویی و مسوولیت پذیری تا اکنون ،ما را از خیلی واقعیت های تاریخی دورساخته است.به هر حال این اتفاق برای ایران حاصل میشود و خانواده هایی که در این روند سهمی داشتند و در این اتفاقات نقشی ایفا نمودند توسط روحانیون و اسلامیست ها تک تک حذف شدند و قدرت مطلقه را با اشتباهات مکرر به یک طبقه مذهبی واگذارنمودند .چقدر دردناک است ،وقتی هنوز هم اشتباهات تکرار میشود و شاهد ویرانی ایران توسط ملایان و قدرت های پنهان و مافیایی هستیم .براستی معنی کلماتی مثل خیانت ، اشتباه و عامل بودن را چگونه میتوان تفسیر نمود؟امروز بعد از سی و پنج سال شاهد مشکلات عدیده ایی در ایران هستیم که در اصل تاوان ندانم کاری گذشته را پس میدهیم . نتیجه همین است که همه ما میبینیم ،نابودی چند نسل که هر کدام می توانستند باعث پیشرفت ایران عزیز شوند.اما یا کشته شدند یا حذف و یا مجبور به ترک خانه پدری و مادری خویش شدند و اواره کشورهای بیگانه گشتند.چقدر تلخ است این وقایع ،اما واقعیتی است که پاسخ می خواهد و همه باید در این مقوله سهیم باشیم.براستی فکر کرده ایم که چرا از زمان مشروطه تا اکنون هنوز نتوانسته ایم به دستاوردی برسیم، که مفهموم دموکراسی را لمس نماییم .اگر بخواهیم به خیانت ها و جنایت ها نگاهی بیفکنیم شاید راهگشاه باشد و نیاز بدانیم که با شجاعت خودمان را نقد نماییم و اسیب شناسی نماییم.امروز جنگ سرد بین غرب و شوروی سابق تمام شده است اما این جنگ سرد بین خودمان از هر زمانی بیشتر شده است .اگر به تاریخ کشورهای پیشرفته نگاهی داشته باشیم ،همه انها این شرایط را داشته اند ولی امروز انها کجا هستند و ما در چه رتبه ایی هستیم؟ به اعتقاد من اگر امروز ، همه ی جهان مدنی و در راس ان امریکا و اسرائیل در خطر جنگ و تیررس مستقیم تروریسم جهانی به حمایت حاکمان ایران هستند،نتیجه اشتباهات و سوداگری غرب در پرورش هیولایی به نام جمهوری اسلامی بوده است.به جای تقویت دموکراسی و حمایت از مبارزات مدنی مردم هنوز هم اشتباهات گذشته ،را تکرار مینمایند و چون همین ،هیولای دست پروده برای خودشان مسبب خطر شده بدنبال یک جنگ دیگری با منافع جدید هستند.بدون اینکه بخواهند مبارزات مردم ایران ،را ببینندو فروپاشی این حکومت را به مردم واگذار نمایند.به خاورمیانه بنگرید ،که چگونه همین اسلامیست ها برای منافع جهان بحران ایجاد میکنند .جنگ فرقه ایی و مذهبی در منطقه تبدیل به بحرانی برای همه قدرت های بین المللی شده است .تروریست پروی ابعاد گسترده ایی گرفته است وحتی باعث هزینه های سنگین ،چه جانی و چه مالی برای غرب شده است .از لیبی تا عراق ، لبنان و سوریه ،افغانستان ، پاکستان ،شاخ افریقا و دامنه حمله موج تروریست پروی در امریکا و 11 سپتامبر و حتی روسیه را در برگرفته است .این همان کمربندی سبزی بود که اسلامیست ها ،خود انها را نشانه گرفتند . بحران سوریه نمونه همین ، اشتباهات تاکتیکی است.شاید گروهای اقلیتی از این بحران ها استفاده نمایند ، اما در دراز مدت شاهد بی ثباتی در کل منطقه میباشیم .براستی با حکومت اسلامی در ایران ،که مسبب برخی از این بحران هاست چه باید کرد؟ این پرسشی است که کشورهای غربی و گروها و سازمان ها به عنوان اپوزیسیون ،باید به ان پاسخ دهند .نهادینه کردن دموکراسی در کشورهای تحت نفوذ اسلامیست ها به نفع کل جهان است .زیرا این قشر بازی دموکراتیک را نیاموخته است و به قول خامنه ایی اسلام «مقاتله و خون دادن» است .ایا دامن زدن به جنگ فرقه ایی و مذهبی و ادامه حکومت اسلامیست ها در منطقه به نفع جهان امروز است؟اما امروز، همه ما یک وظیفه داریم وان تغییر این معادلات خطرناک در منطقه است .تا زمانی که ما خودمان تصمیم نگیریم و منافع ملی را تعریف نکنیم ،همین وضعیت ادامه دارد و هیچ کشوری هم برای ما کاری نمیکند .امروز روز اتحاد در مقابل این حکومت مذهبی است .اتحادی که با مانیفست مشخص و اهداف کوتاه مدت و بلند مدت میتواند ایران را از خطرات زیادی در اینده نجات دهد و جلوی اقتدارگرایان را بگیرد .اما چرا تا اکنون ،اپوزیسیون نتوانسته است حول حداقل اشتراکات برای روند دموکراسی در ایران به نتیجه برسد .ایا خود ما هم مقصر نیستیم؟ایا بعد از سی و پنج سال کشمکش های سیاسی و تلف کردن وقت کافی نبوده است؟اگر جنگ فرقه ایی و مذهبی را به ایران تحمیل نمایند انوقت چه میخواهید بگویید و ایا دیر نیست؟به همه ما ثابت شده است ،که این حکومت توتالیتر هستی ما را بر باد داده است.فساد ، خفقان و نابود کردن هویت مردم توسط این حکومت را همگان شاهد هستیم .ایا امروز تعهد اخلاقی و مسوولیت پذیری بیشتری در مقابل این همه بحران، برای تک تک ما ایرانیان وظیفه میهنی نیست؟اگر به ایران می اندیشیم ،زمان به سرعت در حال گذر است و میبایست فکری اساسی نمود وبرای نجات خود و نسل اینده از دست این حکومت و تبعات ان راهکار اساسی ارائه داد . ایا فرهنگ عشیره ای و قبیله ای، مانع انسجام و اتحاد جامعه ایرانی در مقابل این حکومت است؟ در چنین فرهنگ عشیره ای، فرد عقلانیت خود را تعطیل می کنند و به عنوان یک عنصر مدیریتی در خدمت جامعه قرار نمی گیرد/ تداوم فرهنگ عشیره ای در نظام اجتماعی ایران، فرهنگ حذف و بی اعتمادی و ناتوانی در ایجاد ارتباطات استدلالی را رواج می دهد.در فرهنگ قبیله ایی قابلیت فرد نادیده گرفته میشود و از همه مهمتر اکثرا میخواهند ریس قبیله باشند .خودشیفتگی و خود محوری و از بالا به پایین نگاه کردن به افراد جز این فرهنگ میباشد .هر اشتباهی را کتمان و در اصل منیت جای واقعیت را میگیرد .در فرهنگ قبیله ایی احساسات جای منطق و عقل گرایی را پر میکند و اصولا چنین فرهنگی باعث میشود که تشکیلاتی منسجم بوجود نیاید .در فرهنگ قبیله ایی منفعت شخصی و گروهی حاکم میشود و فضای نقد را مسدود میکند .در چنین فضایی خودی و غیر خودی جایگزین ارزشها میشود .چنین افرادی با چنین گرایشی فکر میکنند خودشان همه چیز را میدانند و اگر شخصی به انها اعتراض کند از دایره خودی خارج میشوند .در چنین فرهنگی منافع اجتماعی و حقوق شهروندی و مبارزه بر علیه تبعیض قربانی منافع کوتاه مدت افراد و سازمانها میشود .ایا وقت ان نرسیده است که به یک منطق درست برای نجات ایران برسیم ؟اما راهکار اساسی ،اتحاد بر حول اشتراکات برای عبور از این حکومت و برقراری دموکراسی در ایران است .حاکمیت ملی ،منافع ملی، حقوق شهروندی ، رفع تبعیض و استقرار دموکراسی برای تک تک ایرانیان ،میتواند در دستور اتحادها باشد .میتوان با خرد ورزی تمام معادلات را به نفع مردم ایران تمام نمود .

منبع .(1) ..کنفرانس گوادلوپ ..ویکی پدیا

Advertisements

2 دیدگاه برای “با حکومت اسلامی چه باید کرد؟

  1. tamaame tavafoghat va barnaamehaye ghodrathaye khaareji dar morede nahveye tasallot va bahreh giri az emkaanate mojood dar keshvarha menjomleh Iran,bar migardad be zamineh va mabnaaye asli an,yani baavarha va eteghaadate mardom,Iraniha vaabastegie besyaar shadidi be goorestaanha daarand,va tafaavote Marg va Zendegi ra nemidaanad,akhondha dar in zamineh mojriyaane asli in senaaryoo boodeh va hastand,agr neek bengarid,khaahid deed ka ta be haal hich hezb-gorooh va saazmanni siasi shekl nagerefteh ke az in moezal bedoor baashad,MORDEH PARASTI moshkele asaasie iranian ast,mohemtarin ghadami ke baayad bardaashteh shavad,ARZESH daadan be zendegi va darke tafaavote baine Ensaane Zendeh ba Ensaane Mordeh ast Angaah tamaamie arzeshha khod bekhod forme digari khaahd gereft..

  2. Hokoomate eslami ,be lahaaze Siasi, che noe hokoomatist?rejime eslami aslan rejimi Siasi neest,balke hakamiyati mazhabist,hich monaasebati baine daaneshe siasi(modiriyate omoore keshvardaari,ba tavahomaate mazhabi vojood nadaarad)hokoomate eslami, gonjeshke pelastikie rang shodehi bood ke be jaaye yek ghanaarie vaghehi be mardome mazhabie Iran, Ghaaleb shod.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s