حکومت ورشکسته!

حشمت اله طبرزدی
حشمتاقای روحانی و همکاران ایشان بارها و بارها تاکید کرده اند ؛خزانه ی دولت خالی است،نفت ایران را کمتر می خرند ودر عوض ، مقداری که می خرند ، جنس بی کیفیت تحویل می دهند.
بیکاری و گرانی و تورم بیداد می کند و نرخ هرسه شاخص ،مدت ها است که به شدت بالا و نرخ بیکاری و تورم دورقمی شده است و نرخ رشوه و دزدی و رانت خواری از اندازه ی محاسبه گذشته است . و نرخ تورم را 40 درصد اعلام کرده اند.سعید لیلاز یکی از اقتصاد دانان هوادار روحانی،وضعیت اقتصادی ایران در شرایط موجود را بدترین وضعیت طی 100 سال اخیر براورد کرده است.
سران حکومت بارها و بارها اعلام کرده اند که تحریم ها اثر خود را گذاشته و باید تلاش کنیم تا تحریم ها لغو شود. رفسنجانی،روحانی،خاتمی و حتا علی لاریجانی به عنوان سران جناح های قدرتمند درون رژیم و مخالفین سرسخت محمود احمدی نژاد، بارها و باره اعلام کرده بودند که مشکل اصلی نه تحریم ها که سوئ مدیریت است. اما اینک که قدرت را تحویل گرفته اند،نه تنها سخنی از سوئ مدیریت به میان نمی اورند بلکه همه ی بحران رژیم را در تحریم ها دیده و مسئولین دولتی، بی شرمانه اعلام می کنند که تصمیم دارند بخشی از یارانه که حق مسلم هر ایرانی است را حذف کنند. این اقدام به مفهوم سلب حقوق ملیون ها ایرانی است که نباید صورت بگیرد، مگر این که کسی از روی میل خود و برای هدف معینی ،دست به این کار بزند. بی نیازی به مفهوم این نیست که می توان به اختیار خود،حق او را خورد یا به حقوقش تجاوز کرد. حتا دولت احمدی نژاد نیز به خود اجازه ی چنین تجاوزی به حقوق شهروندان نداد.
جناح مذکور تصمیم دارد تا به هر نحو ممکن مذاکره با امریکا را دنبال کند و در مذاکرات اتمی با امتیاز دهی به غرب و کوتاه امدن از چیزی که احمدی نژاد حق مسلم ایرانیان می دانست،گره بسته ی تحریم ها را بشکنند و برای حکومت،راه تنفسی بگشاید.این در حالی است که جناح تند روی حاکم به رهبری سپاه و روحانیون تند رو، که عملا همه ی قدرت را در اختیار دارد،در این روند کارشکنی کرده و نفع خود را در تداوم وضع موجود می بیند. تا ان جا که اگر چه خامنه ای در استانه ی سفر روحانی به نیویورک سخن از نرمش قهرمانانه به میان اورد که صلح حسنی را تداعی می کرد وگویا به روحانی برای مذاکره اختیار تام داد، اما زیر فشار سنگین اولیگارشی حاکم،مجبور شد بخشی از اقدامات روحانی و تیم مذاکره کننده در این سفر را بی جا بخواند. کیهان مصداق این اقدامات بی جا را مذاکره ی تلفنی اوباما با روحانی و مذاکره ی طولانی کری با ظریف تعیین کرد.
به مدت 3 هفته و در ست در شرایطی که جناح های رژیم یا خمینیزم حاکم بر ایران ،بر سر ارتباط و مذاکره و امتیاز دهی و مقاومت در برابر ان، یا بهتر بگویم بر سر قدرت، به جان هم افتاده اند ،خامنه ای غایب است که برخی ان را ناشی از حاد شدن بیماری اش و برخی ناشی از تمارض می دانند. هر یک از این دو جنبه که درست یا نادرست باشد،نتیجه اش یکی بوده و شرایط بحرانی رژیم در موقعیت کنونی را نشان می دهد، که او وادار به سکوت می شود.
کارمند عضو اژانس امنیت ملی امریکا فاش کرده است که قدرت جاسوسی امریکا به اندازه ای است که حتا سفر خامنه ای در سال88 به کردستان را به طور کامل نظارت کرده و مکالمات محافظان او که از طریق بیسیم انجام می گرفته را نیز شنود می کرده اند و این نشانگر قدرت امریکا و ضعف این رژیم پر هیاهو است. این گزارش در استانه ی 13 ابان و نیز در مرحله ی حساس مذاکره ی رژیم با غرب است. به نظر می رسد این افشاگری در شرایطی که ان کارمند به روسیه پناهنده شده است، با سیاست ان ها هماهنگ است و روس ها از این اقدام خود منظور خاصی دارند و نشان می دهد که روس تا چه اندازه از بهبود روابط رژیم مورد حمایتش با غرب نگران است و قطعا کارشکنی نیز خواهد کرد.
جناح های قدرتمند طرفدار اسرائیل در امریکا فقط 60 روز به اوباما فرصت داده اند تا وضعیت فعالیت های هسته ای در ایران را روشن کند و اعلام داشته اند به دلیل این که رژیم اسلامی زیر فشار تحریم ها بر سر میز مذاکره برگشته است ،پس باید این تحریم ها را تشدید کرد. این لابی های قدرتمند به اوباما وعده داده اند که طی این مدت به کنگره برای تشدید تحریم ها فشار نیاورند. این به معنای برتری مطلق غرب و ضعف مفرط رژیم اسلامی بریده از مردم در ایران است.
عربستان سعودی به امریکا اعلام کرده است به دلیل ضعف عملی در برخورد با بحران سوریه به نفع اپوزسیون و نرمش در برابر رژیم اسلامی در تهران، در نظر دارد تا در روابط خود با امریکا تجدید نظر کند.
در درون ایران نارضایتی به لحاظ وضعیت اقتصادی-اجتماعی بسیار با لا است و مردم از روحانی نیز که با شعار های باز کردن قفل ها روی کار امد مایوس شده اند. شایان ذکر است که با وجود این که نزدیک به 100 روز از دوران زمامداری روحانی گذشته است ، احتمالا از 45 وعده ی داده شده برای انجام در 100 روز اول از زمامداری، یکی دوتا را محقق کرده باشد. علت اصلی ناکارامدی روحانی ناشی از ساختار غیر دموکراتیک قدرت در ایران و مخالفت باند قدرت و نیز ناتوانی روحانی از فهم خواست اصولی ملت می باشد. در نتیجه همان گونه که پیش بینی می شد،قطعا در وضعیت اقتصادی کار موثری انجام نداده و در وضعیت اجتماعی-سیاسی نیز وضع بدتر شده است. تعداد اعدام ها رو به فزونی گرفته و یک روزنامه ی اصلاح طلب حامی روحانی توقیف و مدیر مسئول ان راهی زندان شده است.زندانیان سیاسی نیز ازاد نشدند و تغییری در شرایط ازادی بیان به وجود نیامد.
گویا خاتمی در جمع وزرای کابینه ی روحانی گفته بود که؛ ما با ایشان صحبت کردیم و قرار بود تا عید غدیر موسوی،کروبی،رهنورد و زندانیان اصلاح طلب ازاد شوند اما هیچ اتفاقی نیفتاد. گویا خاتمی در این جلسه با اشاره به وضع کلی کشور و حکومت ابراز داشته بود که وضع افتضاح است.اظهار نارضایتی شخصیت های اصلاح طلبی مثل دستغیب،نوری،بیات زنجانی و تاج زاده از روحانی ،به دلیل ازاد نکردن دوستان اصلاح طلب خود، بیش از پیش،ناکارامدی دولت روحانی در تحقق شعارهای خود را اشکار می می سازد.
با چنین شرایطی که حکومت با ان روبرو است، هیچ اینده ی امید بخشی برایش قابل تصور نیست.ما مردم ایران زیر فشار سیاسی-اجتماعی-اقتصادی ناشی ازاقدامات مستقیم یا نا مستقیم حکومت در حال له شدن هستیم. در چنین روزگاری که در درون کشور سرکوب مطلق حاکم بوده و هیچ نیروی ملی و ازاده ای امکان این را ندارد که با پشتیبانی ملت،راه برون رفت از بحران های موجود ،مستقل از جناح های حاکم،را بپیماید، حد اقل این است که به رژیم نیز کمک ننماییم تا با جان گرفتن به تشدید سرکوب بپردازد. من بارها تاکید کرده م ؛ تحریم دارویی یا تحریم هایی که مستقیما مردم را هدف قرار می دهد، اقدامی غیر انسانی است که تحت هیچ شرایطی نباید صورت بگیرد. اما نفت ما را نباید حکومت بفروشد و هزینه ی ماشین نظامی-امنیتی خود کند. ضمن این که با توجه به این اظهار نظر معاون پارلمانی روحانی که در سخنان اخیر خود گفته است؛ در مواردی حجم واردات به کشور تا رقم 100 میلیارد دلار در سال بوده است،و این به معنای ان است ، که نفت ملت ایران را فروخته اند و اجناسی وارد کرده که معلوم نیست تا چه اندازه ضروری بوده است.
اراده ی ملت و احزاب و سازمان های دموکراسی خواه ،می بایست راه درست مبارزه ی مدنی و نافرمانی های مدنی خود را توسعه داده و در وضعیت فعلی تحت هیچ شرایطی به رژیم کمک نکنند.همین اقدام نیرومند و همه جانبه کافی است تا شرایطی به وجود اید که احزاب دموکراسی خواه و مردمی، امکان سامان یابی و اثر گذاری بیشتری داشته باشند.شرایط موجود،همانی است که روزی در انتظارش بودیم ، اما شرط کافی برای مبارزه ی رهایی بخش را مردم و تشکل های ازادیبخش تعیین می کنند.مخالفت با اعدام،ازادی بی قید و شرط کلییه ی زندانیان سیاسی و نه صرفا زندانیان اصلاح طلب و دفاع از حقوق اقتصادی-اجتماعی احاد شهروندان و طرح جدی مطالبات مردمی از اولویت های کنونی ما است که باید همواره بر ان تاکید کرد.
اگر چه اقداماتی که رفسنجانی و نیرو های همراه در تغییر قانونن اساسی و مشروط کردن قدرت به ویژه رهبری،انجام می دهد، یک گام به جلو است. اما به هیچ وجه خواست نهایی ما نیست. پس باید هشیار باشیم و شرایط تاریخی برای گام نهادن به مرحله ی دموکراسی سکولار را از دست ندهیم. زیرا در ان شرایط است که همه ی تبعیض های ظالمانه ی موجود رخت بر خواهند بست.تا ان زمان مسیر طولانی در پیش روی ما است. اما طولانی بودن مسیر به مفهوم این نیست که به راه حل های نا تمام تن بدهیم. ممکن است در اینده ای نه چندان دور همه ی نگاهها به طرف هاشمی رفسنجانی دوخته شود. در چنین شرایطی باید هوشیارانه عمل کرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s