لگد پرانی کیهان شریعتمداری به جام زهررهبر!

بهروز ستوده
بهروز ستودهبسیاری از روزنامه نگاران و صاحبان قلم و اندیشه ، در بیدادگاههای جمهوری اسلامی به اتهام واهی «نشر اکاذیب و توهین به رهبران جمهوری اسلامی وشایعه پراکنی علیه نظام مقدس» به زندانهای طویل المدت محکوم شده اند ، اما وقتی پای عربده کشی و لنگه کفش پرانی حزب الله و دروغگوئی ها و افترا زنی های کیهان شریعتمداری و صدا و سیمای بیت رهبری به میان میاید ، کسی جرأت نمیکند که به آنان بگوید بلای چشمشان ابرو است چرا که اینان مجوّز تهمت زنی و توهین به دیگران را از رهبر دریافت کرده اند و بدون ترس از قانون و مجازات ، آزاد هستند که علیه هر شخیصیت حقیقی و حقوقی هر آنچه که دلشان میخواهد دروغ ببافند و دشنام دهند و اتهام بزنند !

کیهان شریعتمداری و سایر بلندگوهای وابسته به بیت رهبری که گویا هنوز نمیخواهند باورکنند که رهبرشان برای جلوگیری از فروپاشی اُم قرای اسلام ، جام زهر را نوشیده و فرمان عقب نشینی در مقابل «استکبارجهانی»را صادر کرده است ، همچنان مذبوحانه تلاش میکنند آب رفته را به جوی بازآرند و چنین وانمود سازند که گویا نه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و نه در سیاست داخلی آن هیچگونه تغییری روی نداده است ! در این میان چنین به نظر میرسد خامنه ای فرتوت و بی تدبیر که سکان دار کشتی شکسته جمهوری است ، علیرغم جام زهری که نوشیده ، هنوز ترجیح میدهد بلندگوی های دروغ پرداز و عوامفریب اش ، همچنان در صحنه سیاسی و حادثه آفرینی در جامعه ، نقش فعالی داشته باشند تا بوسیله این ابزارهای فشار، توازنی را در میان اوباش ذوب شده در ولایت فقیه بوجود آورد ، زیرا متناسب با ساختار حکومت اسلامی ، یکی از وظایف رهبر و لایت مطلقه فقیه ، ایجاد تعادل و میانجی گری بین مجموعه جناح ها و دارودسته های دزد و اراذل اوباشی است که روی هم حکومت فاسدی بنام جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند ، و رهبر باید کاری کند که رضایت تمام این دار ودسته های تبهکار تأمین و از میزان وفاداری و سر سپردگی آنان به بیت رهبری کم نشود !

داستان سفر رئیس جمهور و هیأت جمهوری اسلامی به نیویورک ، برای شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد و مکالمه کوتاه تلفنی دو رئیس جمهور و چند مصاحبه مطبوعاتی آقایان روحانی و ظریف ، و استقبال حزب الله و نیروهای تحت فرماندهی سردارنقدی و حسین شریعتمداری با لنگه کفش از رئیس جمهور حکومت اسلامی ، و اظهار ناخشنودی رهبر از بعضی کارهای»نابجا»ی هیأت اعزامی جمهوری اسلامی ، در مدت اقامت آنان در نیویورک را همه میدانیم وهمانطوریکه در مقاله قبلی توضیح دادم ، «نیروهای خودسر» با اجازه بیت رهبری و شخص خامنه ای با لنگه کفش به استقبال آقای روحانی شتافتند و در حضور پلیس و نیروهای امنیتی ، آن حرکات وحشیانه را نمایش گذاردند ، همچنین متذکر شدم که : پرتاب لنگه کفش بسمت آقای روحانی را میبایستی به حساب ناخشنودی رهبر از مکالمه تلفنی و برخی از سخنان آقایان روحانی و ظریف در سفر نیویورک گذاشت ، اکنون با گذشت چند روز از آن واقعه و با مشاهده عکس العمل رهبر و باندهای نظامی –امنیتی پیرامون او بدرستی میتوان به رابطه تنگاتنگ شخص رهبر و سر دسته های اراذل و اوباش خیابانی ، از قبیل سردار نقدی و حسین شریعتمداری و جنجال آفرینی آنان پی برد و ادعای «خودسر» بودن آنان را به سخره گرفت .

بکار بردن واژه «نابجا» از طرف خامنه ای خودکامه، در مورد برخی از سخنانی که توسط روحانی و ظریف در سفرنیویورک گفته شده است ، بمنزله نشان دادن چراغ سبز به ستاد اوباش و از جمله کیهان شریعتمداری بود تا برای تضعیف دولت روحانی به حرکت درآیند و به ایشان یاد آور شوند که درزیر رهبری ولایت مطلقه خامنه ای ، نباید پا را فرا تر گلیم خود بگذارند . عکس العمل رهبر و هم جارو جنجال بلندگوهای تبلیغاتی او در مورد حرفهای «نابجا» در سفر نیویورک و اشتباه «تاکتیکی» خواندن آن از جانب سرداران بیت رهبری ، حکایت از این میکند که آقای روحانی بدون اجازه رهبر ، و با صوابدید هیأت همراه خود ، اقدام به تماس تلفنی با رئیس جمهور امریکا نموده است چرا که اگر این اقدام با اجازه و بفرمان رهبر صورت گرفته بود ، جیره خواران و بلندگوی های بیت رهبری جرأت نمیکردند در مورد یک مکالمه تلفنی 15 دقیقه ای که حتماً نیمی از این وقت نیز صرف ترجمه سخنان دو رئیس جمهور گردیده است و همگان نیز در جریان محتویات آن مکالمه کوتاه قرار گرفته اند این همه جار وجنجال بپا کنند !

حسین شریعتمداری معروف به حسین بازجو و یا حسین شکنجه گر که در مکتب اسدالله لاجوردی جلاد اوین ، آموزش دیده است تخصص اش در اعتراف گیری و اعتراف سازی است ، حسین بازجو بعد از اینکه چند روزی در مذمت رابطه با امریکا و لزوم ادامه دادن به «خط انقلابی امام راحل»مبنی بر دشمنی با تمام دنیا و صدور انقلاب اسلامی به بلاد کفر ، فحش نامه کیهان را سیاه کرد ، در مرحله بعدی به اعتراف سازی پرداخت و با تیتر درشت از قول اقای ظریف وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ، تیتر کیهان را چنین زد : « مکالمه روحانی با اوباما ودیدار من با جان کری نابجا بود » ، اعتراف سازی حسین بازجو کمی بعد توسط آقای ظریف که از دیدن تیتر رونامه کیهان شوکه شده و کارش به بیمارستان و دکتر ودرمان کشیده است تکذیب میشود و ایشان پس از مراجعت از بیمارستان در صفحه فیس بوک خود ماجرا را چنین شرح میدهد :

« ساعت 9 و نیم شب است و تازه از بیمارستان و مطب پزشک برگشته ام و توانسته ام قدری بنشینم تا این مطلب را برای شما بنویسم . امروز صبح، بعد از دیدن تیتر یک روزنامه، کمردرد و پادرد شدیدی گرفتم . حتی نمی توانستم راه بروم یا بنشینم . فکر کردم دیسک کمر و سیاتیک گرفته ام . فقط توانستم دو ملاقات خارجی را انجام دهم. بقیه برنامه ها را لغو کردم . جلساتم با بعضی از معاونین وزارت خارجه را در حالت استراحت انجام دادم . وقتی 4-5 ساعت استراحت مشکل را حل نکرد ، ساعت 5 بعدازظهر دفترم در وزارت امور خارجه را ترک کردم و به بیمارستان رفتم . خدا را شکر ام آر آی نشان داد که مشکل من بیشتر عصبی و اسپازم عضلانی است و با ورزش درست می شود . از برادر و دوست عزیزم دکتر سید رضا رضوی ، پزشک بزرگوار و عارفی که بیش از 90 دقیقه با محبت فراوان تلاش کرد که درد مرا آرام کند بی نهایت سپاسگزارم .به هر حال ، روز تلخی بود ولی برای من بسیار آموزنده . یاد گرفتم که هرچه می خواهم بگویم علنی و عمومی بگویم و گرنه بازار سوءاستفاده بسیار داغ است . باعث تاسف است که یک و نیم ساعت بحث جدی ، صمیمانه و خصوصی با نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ، که صراحتا توافق شده بود محرمانه و غیرقابل نقل خواهد ماند ، در چندجمله خلاصه شد که هیچ ارتباطی با بحث مفصل من نداشت و به مطبوعات درز داده شد . بدتر از آن افرادی که خود را قاضی صداقت بنده دانسته و با تیتر کوچک صداقت مرا می ستایند ، با بزرگترین تیتر ممکن جمله ای را از من به عنوان نقل قول مستقیم از بنده منتشر کردند که با آنچه گفته بودم مطابقت نداشت . جالب آنجاست که کسانی که ادعای ولایتمداری دارند جلوتر از رهبری حرکت می کنند و هیچ از خود نمی پرسند که اگر ایشان مصلحت می دیدند خودشان مصادیق را روشن می فرمودند . به هرحال سخنگوی وزارت امور خارجه مطلب را تکذیب کرد ، ولی من درس مهمی را آموختم. دوستان عزیزی که مطالب جلسه محرمانه را بدون توجه به محتوای مطلب به سلیقه خود به بیرون منعکس کردند ، منبعد تنها توقع اظهارنظر رسمی در جلسات علنی از بنده داشته باشند »

آری حسین بازجو نماینده رهبر در روزنامه کیهان ، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی را با یک اعتراف سازی راهی بیمارستان کرد ، حالا آقای ظریف و دولت «تدبیر و امید» خوب است بیاد بیاورند که این موجود پلید و تبهکار ، حسین شریعتمداری را میگویم ، وقتی برای رئیس جمهور و وزیر خارجه جمهوری اسلامی، بی پروا اعتراف سازی میکند ، حساب کنید که این بیمار روانی در سالهای 1360 در مقام بازجوی زندان اوین و زیر نظر لاجوردی جلاد ، چه بر سر بچه های این مرز و بوم آورده است ؟

آقای ظریف تعجب کرده است که چگونه در جلسه ای که قرار بوده است محرمانه باشد سخنان او بطور تحریف شده به بیرون درز پیدا میکند و تیترر روزنامه کیهان شریعتمداری میشود ؟ آقای ظریف گویا خبر ندارد که شبکه مخوف حسین شریعتمداری ، در هر کجا که بخواهند میتوانند حضور داشته باشند و به هر سند و مدرک محرمانه ای که اراده کنند میتوانند دسترسی پیدا کنند ! شریعتمداری ها که مستقیماً از دولت پنهان بیت رهبری دستور میگیرند ، تابع رهبر اند و در این کشور به هیچکس حتی به شخص رئیس جمهور نیز پاسخگو نیستند ! و همه میدانند که دولت بیت رهبری ، دولتی مافوق دولت جمهوری اسلامی است که به گفته آیت الله مصباح یزدی این ولایت مقدس : با «ریسمان الهی» به قدرت خدا و پیغمبر و ائمه اطهار متصل است و تا ظهور مهدی موعود ،شرعاً و قانوناًمشروعیت دارد و همه مسلمانان ملزم به تبعیت از آن میباشند !

دولت پنهانی بیت رهبری ، که از آن به عنوان «ولایت فقیه» یاد میشود ، دولتی است فرا زمینی و فرا قانونی ، و طی 35 سال گذشته هیچیک از دولت های جمهوری اسلامی نتوانسته اند این دولت پنهان را به چالش گیرند و قدرت آنرا در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی محدود نمایند ، و گمان نمیرود که تا وقتی که این سیستم من درآوردی و قرون وسطائی ، ساختار و شاکله اصلی نظام اسلامی حاکم برایران را تشکیل میدهد ، امیدی برای خروج از این بن بست وجود داشته باشد ، سایه دولت پنهان خامنه ای که صدها تبهکار آدمکش از قماش حسین شریعتمداری عضو کابینه آن هستند و هزاران اوباش و ولگرد خیابانی هر لحظه گوش بفرمان و آماده جو سازی و جنجال آفرینی در صحنه میباشند ، همیشه و در هر حال مانند شمشیر داموکلس بالای سر دولت رسمی جمهوری اسلامی خواهد بود ، روی همین اصل است که اکثر نیک اندیشان و آزادیخواهان ایران ، بر طرح جدائی نهاد دین از نهاد دولت و گذار از حکومت ولایت فقیه و جمهوری اسلامی به یک جمهوری بر آمده از اراده و آرای مردم ایران اصرار می ورزند که دولت پنهان خمینی و خامنه ای ( بخوانید اژدهای هفت سر ولایت فقیه ) ، هم دین را در ایران به تباهی کشاندند و هم دولت را .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s