حکومت اسلامی در ذات خود فریبکار است

محمد زمانی

me in suitدر چنین حکومت هایی اسلام یک ابزار سیاسی است و تمام کشتارها و قتل روشنفکران در داخل و خارج از کشوراز اوایل سال پنجاه و هفت بر اساس همین تفکر مذهبی است و همه ما شاهد چنین رویکردی بوده ایم و در رفتار نشان داده اند که غیر از خود را تحمل نمی نمایند و در نتیجه با اسم دین همه سرکوب ها را توجیه می نمایند .اصولا بر اساس همین تفکر خطرناک است که شعار مرگ باد در صفوف این جماعت شنیده میشود و همیشه خودشان را به حق و دیگران را کفار و دشمن اسلام مینامند .حتی در روابط بین کشورها از جمله امریکا و اسرائیل این نکات برجسته است .موضوع دیپلماسی و منافع دوطرف نیست، بلکه همین پارادوکس و تضاد در تفکر و عمل است که نمیگذارد با جامعه جهانی و مدنی روابط دوستانه داشته باشند. در چنین تفکری این حکومت نیاز به دشمن خارجی برای سرکوب جامعه مدنی دارد و هر وقت هم که لازم شد بتواند عدم مدیریت خود در خصوص بحران های داخلی و کشور داری را به گردن این کشورها بیندازد و به افکار عمومی بگوید که این کشورها نمیگذارند ما به پیشرفت نائل شویم.در صورتی که این پرسش به وجود می اید که ،ایا این کشورها میگویند مردم خود را به اسارت دراورید و دست به دزدی و چپاول ثروت ملی ایران دست زنید ?

اگر بخواهیم حکومت اسلامی در ایران را مورد بررسی قرار دهیم، باید به کارنامه این حکومت در این سی و پنج سال نگاهی داشته باشیم ،که چرا اصلاح شدنی نیست و اساسا ذات این حکومت را باید مورد موشکافی قرار داد.معنی ذات یعنی هویت و ماهیت این حکومت از زمانی که در ایران به قدرت رسیده است .اساسا باید به این نکته توجه داشته باشید، که چرا نیمتوان به چنین حکومت هایی اعتماد داشت.دلیل این بی اعتمادی همان ذات حکومتی است ،که هم اخوندیسم و هم اسلامیست است و به دنبال حکومت اسلامی می باشد و اصولاماهیت چنین حکومت هایی خلیفه گرایی و نه جمهوری و یا دموکراسی خواهی بر اساس حاکمیت مردم و انتخاب انها است.در ادامه به چند موضوع میپردازم و ذات این حکومت  را مورد بررسی قرار میدهم. اولین نکته این است که این حکومت خلیفه گرایی است و بر اساس قانون اساسی موجود ولی فقیه در راس ان قرار دارد و طبق اصل صدو ده قانون اساسی نفر اول در تصمیم گیری است و بدون انتخابات و انتخاب شدن مستقیم از سوی مردم، تعیین کننده سیاست های کلی در ایران است.از انجایی که ریس جمهور و نمایندگان مجلس و شوراها از سوی مردم در یک انتخابات انتخاب میشوند، توسط شورای نگهبان که از سوی رهبری انتصاب میشوند باید احراز صلاحیت شوند و از فیلتر این شورا بگذرند .در نتیجه افرادی میتوانند در انتخابات شرکت نمایند که تمام اصول و قانون اساسی این حکومت را قبول داشته باشند و در چهارچوب همین قوانین باید مطیع فرمان رهبری باشند.پس در نتیجه با قانون اساسی موجود تمام مسیرها برای بوجود اوردن یک سیستم دموکرات و مدنی نامیسر میشود و ایجاد تنفس را از جامعه مدنی و مطالبات انها میگیرد.دومین نکته این است که این حکومت دارای یک ایدئولوژی سیاسی خطرناک است.در چنین حکومت هایی اسلام یک ابزار سیاسی است و تمام کشتارها و قتل روشنفکران در داخل و خارج از کشوراز اوایل سال پنجاه و هفت بر اساس همین تفکر مذهبی است و همه ما شاهد چنین رویکردی بوده ایم و در رفتار نشان داده اند که غیر از خود را تحمل نمی نمایند و در نتیجه با اسم دین همه سرکوب ها را توجیه می نمایند .اصولا بر اساس همین تفکر خطرناک است که شعار مرگ باد در صفوف این جماعت شنیده میشود و همیشه خودشان را به حق و دیگران را کفار و دشمن اسلام مینامند .حتی در روابط بین کشورها از جمله امریکا و اسرائیل این نکات برجسته است .موضوع دیپلماسی و منافع دوطرف نیست، بلکه همین پارادوکس و تضاد در تفکر و عمل است که نمیگذارد با جامعه جهانی و مدنی روابط دوستانه داشته باشند. در چنین تفکری این حکومت نیاز به دشمن خارجی برای سرکوب جامعه مدنی دارد و هر وقت هم که لازم شد بتواند عدم مدیریت خود در خصوص بحران های داخلی و کشور داری را به گردن این کشورها بیندازد و به افکار عمومی بگوید که این کشورها نمیگذارند ما به پیشرفت نائل شویم.در صورتی که این پرسش به وجود می اید که ،ایا این کشورها میگویند مردم خود را به اسارت دراورید و دست به دزدی و چپاول ثروت ملی ایران دست زنید ? این کشورها میگویند که اعتصابات را سرکوب نمایید و ازادی خواهان را به کهریزک و اوین بفرستید? ایا این کشورها میگویند از تروریسم بین المللی حمایت نمایید و پول مردم را به حزب الله و حماس و اسد بدهید! پس در نتیجه با چنین تفکری همه چیز توجیه میشود و مطالبات مدنی مردم به جایی نمیرسد و این جماعت هم به دنبال صادر کردن دیدگاه خود به همه جا هستند.البته باید بین مردم مسلمان ایران و اسلامیست ها تفاوت گذاشت .یک نفر میتواند مسلمان باشد ،اما میتواند سکولار و لیبرال هم باشد اما یک اسلامیست نمیتواند چنین تفکری داشته باشد و اساسا به دنبال حکومت اسلامی بر اساس شریعت اسلام ،طبق اصل دوم قانون اساسی میباشند.در چنین ساختاری پاسخگویی به مردم محو میشود و ولایت فقیه فقط باید به خدا پاسخگو باشد .این همان ذات حکومت اسلامی است که در این مدت نمره قبولی ندارد و طبق معیارهای بین المللی بازنده میباشد.در این راستا حقوق زنان و مردم پایمال میشود و برابری به فراموشی سپرده میشود.در نتیجه قوانین بر اساس اصول شریعت و نه عرف میباشد .در چنین قوانینی است که عدالت اجتماعی و ازادی از بین میرود و بجای ان دروغ ، نقاق و دشمنی در جامعه ترویج پیدا مینماید .شما ببینید در همین مجلس جدید از طیف اصولگرایان ،بحث تصویب قوانین ازدواج با فرزند خوانده است، واقعا وقاحت و بد ذاتی تا کجا باید ادامه داشته باشد که جامعه مدنی بخواهد در مقابل ان ایستادگی نماید! نکته سوم بحث اصلاح این سیستم بدذات است .اصلاح طلبی یک فریب و نیرنگ برای به قدرت رسیدن خود این جماعت و شریک با حاکمیت است ،وگرنه همه انها میدانند که این حکومت با این ساختار اصلاح شدنی نیست و هر قانونی را که بخواهند لغو نمایند ،اساسا کل ماهیت این حکومت زیر سوال میرود و دیگر اسم ان حکومت اسلامی نیست.بهترین نمونه انتخابات 76 بود که اصلاح طلبان به قدرت رسیدند و بعد هم مجلس ششم را فتح نمودند . دولت و هم مجلس در دست انها بود،همه شما شاهد بودید که چند روزنامه بسته شد،قتل های زنجیره ایی در ان زمان اتفاق افتاد و روزنامه نگاران زندانی شدند و حتی این افراد نتوانستند دو قانون را تصویب نمایند .یکی اصلاح قانون مطبوعات و دومی تعریف جرائم سیاسی بود که هر دو این مصوبه به دستور رهبر و حکم حکومتی لغو گردید .بعد از ان در انتخابات 88 تقلب شد و جواب معترضان گلوله و کهریزک بود.در نتیجه ذات این حکومت از روز اول دروغ ، فریب و نیرنگ بوده است و هیچگاه اصلاح شدنی نیست. نکته چهارم ارتباط این حکومت با امریکا است و همه مبلغان سفر روحانی به سازمان ملل را یک دست اورد سیاسی قلمداد نمودند و با نرمش قهرمانانه رهبری این طور توجیه نمودند ،که این حکومت میخواهد به خصومت سی و پنج ساله خود پایان دهد و روابط برقرار شود و مردم هم سود خواهند برد. در این مقوله دو نکته قابل ذکر است .اول انزوای این حکوت در منطقه و جهان است و دوم بحث تحریمهاست  که این حکومت ورشکسته را به ورطه نابودی کشانده است و به این دو دلیل از نرمش قهرمانانه صحبت و از روابط سخن به میان می اورند ودر این شرایط روحانی میبایست ریس جمهور میشد که نشان دهند لحن ما عوض شده است و ایشان معتدل است و خواستار روابط با دنیا است تا شاید بتوانند وقتی بخرند و تحرمیها را که اساسا ،سپاه و شرکت های انان را هدف قرار داده است را بردارند تا بتوانند تنفس تازه ایی به سیستم خود دهند .در عمل ارتباط با امریکا یعنی به رسمیت شناختن اسرائیل و دست برداشتن ازحمایت تروریست بین المللی و متوقف کردن اورانیوم است .اگر این پروسه انجام شود دیگری حکومت اسلامی نمی ماند و این جماعت هیچگاه این کار را نخواهند کرد.همانطور که در بالا گفته شد این حکومت نیاز به دشمن خارجی دارد. حتی همه ما مشاهده نمودیم که چگونه افراطیون با حمله و پرتاب لنگه کفش به طرف روحانی با شعار مرگ بر امریکا از اودر فرودگاه استقبال نمودند و مجلس هم خواستار این شد که ظریف باید به کمیسون امنیت ملی برود و در خصوص ارتباط تلفنی با اوباما توضیح دهد . حتی روحانی حاظر نشد که در ضیافت شام سازمان ملل شرکت نماید .در نتیجه ذات این حکومت دروغ و تاکتیک های جدید برای بقای خود است و تنها چیزی که برای انها مهم نیست مردم ایران است.اگر مردم ایران خودشان فکری نکنند هیچ کس جز خودشان ناجی انها نخواهد بود و این سیاست بازی ها ادامه پیدا خواهد کرد.

Advertisements
به‌دست mzamani103 فرستاده‌شده در مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s