جنگ گرگ ها هرگز نقطهء پایانی نخواهد داشت

کوروش اعتمادی

بسیار دشوار است بطور قطع ارزیابی کرد که اظهارات و مواضع سیاسی اخیر سران جمهوری اسلامی در رابطه با محدودهء فعالیت های هسته ای رژیم و شروط حل بحران سوریه تا چه اندازه واقعی و قابلِ پذیرش برای جامعه بین المللی باشد. نمایشِ میان پرده ای «رهبر» در باب «نرمش قهرمانانه»، می تواند صرفاً گریزگاه فریبکارانهء طراحانِ اتاق فکر رژیم در آستانهء سفرِ حسن روحانی به نیویورک باشد تا در اجلاس سالانهء سران کشورهای جهان در مقرسازمان ملل متحد، بخشی از فشارهای بین المللی بر علیه رژیم را در ارتباط با بحران هسته ای و بحران سوریه محدودتر سازند.

البتّه آزادی چند فعال حقوق بشر اصلاح طلب از زندان، و نه آزادی همهء زندانیان سیاسی، ترفند دیگری است برای توجیه شعار «نرمش قهرمانانه» «رهبر» که بیشتر رئیس جمهور رژیم اسلامی را از گزند انتقادات افکارعمومی جهانی در خصوص نقض حقوق بشر در ایران مصون نگه دارد. و نیز میدانیم پیش از آن با انتخاب حسن روحانی و محمد جواد ظریف بعنوان مسئولین اصلی گفتگو با گروه 1+5 بر سر معضل اتمی، حکومت تلاش میورزد به افکار عمومی این مسئله را الغاء کند که روند و کیفت مذاکره بر سر برنامه های اتمی رژیم اینبار بسیار متفاوت تر از گذشته خواهد بود.

این برای نخستین بار است در ده سال اخیر، مسئولیت گفتگو در خصوصِ برنامه های اتمی رژیم از بیت «رهبری» و نظارت مستقیم سپاهیان به دولت منتقل میگردد تا دولتِ متمایل به «اصلاح طلبان»، محور مذاکرات هسته ای رژیم با جامعه بین المللی را معین کند. گفته میشود علی خامنه ای برای نخستین بار در طی ده سال اخیر تصمیم گرفته است در عرصهء هسته ای، دست رئیس جمهور رژیم را بیشتر باز نگهدارد تا این معضل پیچیده حکومت با غرب را بگونه ای «بی دردسر» حل وفصل کند.

البتّه حسن روحانی ابایی هم از این موضوع ندارد که صریحاً اعلام دارد که برای حل موضوع اتمی رژیم با جامعه بین المللی، اختیار تام دارد و آمده است با لبخند و کرشمه این پاشنه آشیل حکومت را دربسته از آسیب جدی دور بدارد. روشن است یکی از دلایل اصلی چرخش ناگهانی رژیم در رابطه با گفتگوهای هسته ای با غرب، بخشاً شرایط نابهنجار اقتصادی است که جامعه سخت با آن دست به گریبان است.

ولی از سویی دیگر آگاهیم برای رسیدن به این اهداف معین و حل مشکلات عدیده سیاسی و اقتصادی، حکومت می بایست موانع جدی تری را از پیش روی خود بردارد. هنوز بطور رسمی و دقیق روشن نیست همدستان ملایان در حکومت، یعنی سپاه پاسداران که بقاء و ماندگاری جمهوری اسلامی بدون حمایت مادی و نظامی آنها امرغیر ممکنی است، در خصوص سیاست «نرمش قهرمانانه»ی «رهبر» چه موضع و روش سیاسی را اتخاذ خواهد کرد. هنوز برای سپاهیان رژیم بطور دقیق روشن نیست وقتی که رئیس جمهور حکومت از آنها می خواهد که با در اختیار گرفتن چند «پروژهء ملی» کاری به سیاست نداشته و دولتمداری را تمام و کمال به ملایان واگذار کنند، منظور چیست.

در رابطه با همین اظهارات رئیس جمهور رژیم اسلامی در خصوص نقش سپاه در سیاست، سردار عبدالله عبداللهی فرمانده قرارگاه سازندگی سپاه می گوید؛ هنوز من متّوجه این اظهارات رئیس جمهور نمی شوم که می گوید سپاه می بایست مسئولیت چند «پروژه ملی» را در اختیار بگیرد و امور سیاسی را به اهل سیاست واگذار کند. سردار عبداللهی اشاره میکند؛ سپاه هم اکنون چندین «پروژه ملی» را در اختیار دارد و در گذشته نیز جلساتی با برخی وزرا ازجمله نفت و راه داشته‌‌ایم که نتایج خوبی هم به دست آمده است. البته اشاره سردار عبداللهی به وزرای راه و نفت همان همپالکی های نظامی خود است که امروز این دو شاهرگ اقتصادی و دو منبع بزرگ سودآوری در ایران را دو قبضه در اختیار خود دارند. شاید نگرانی سردار عبدالله عبداللهی از اشارات رئیس جمهور حکومت در خصوص چند «پروژه ملی»، کوتاه کردن دست سپاه در حوزه نفت و گاز و واگذار کردن بخشهایی دیگر از مراکز کلان اقتصادی ایران به آنها باشد.

ملایان می دانند که در دورهء احمدی نژاد بخش بزرگی از منابع نفت و گاز ایران با واسطه گری و صلاحدید «رهبر»، جهت باج دهی، به سپاه واگذار شد که بخشاً بخشی از این در آمدها در اختیار گروه های شبه نظامی اسلامگرا در منطقه قرار میگیرد تا با آشوب آفرینی، خاورمیانه را تبدیل به محیطی ناامن برای اسرائیل و دولتهای غربی کنند.

بی گمان یکی از درخواست های پشت پرده آمریکا و دولت های غربی از جمهوری اسلامی میتواند کوتاه کردن دست سپاه از دست یافتن به این منابع مالی سرشار باشد که بخشاً صرف هزینه تشدید جنگ های داخلی و آدم کشی در منطقه خاورمیانه میشود. خوب حال اگر قرار است توافقی بین حکومت ملایان و دول غربی در رابطه با مشکلات خاورمیانه حاصل گردد میبایست دست نظامی محور شرارت حکومت، یعنی سپاه پاسداران، از تسلط بر این منابع مالی سرشار کوتاه گردد. و میدانیم این امر هم بدین سادگی ممکن نیست و سپاهیان هم حاضر نخواهند شد بدین راحتی این منابع مالی کلان را کاملاً در اختیار ملایان قرار دهند. اینکه سپاه پاسداران، کنار گذاشتن شان از پروژه های پردرآمد نفت و گاز را میپذیرند پرسشی است بی جواب و میبایست در انتظار ماند تا پایان این جنگ قدرت که آغاز جدید یافته است. امّا سردار عبداللهی فرمانده قرارگاه سازندگی سپاه پاسخ صریح خود را در این رابطه به رئیس جمهور رژیم میدهد؛ « سپاه پروژه‌های زیر 100 میلیارد دلاری را قبول نمی‌کند». منظور این سردار «سازندگی» از پروژه های صد میلیارد دلاری همان پروژه های نفت و گاز است که هم اکنون سپاه آنرا در اختیار دارد و دلیلی ندارد که آنها را به دولت باز گرداند.

در موازنهء قدرت در جمهوری اسلامی، امروز سپاه خود را نیروی همطراز با روحانیون ارزیابی میکند. سپاهیان میدانند بدون قدرت سرکوب و سیاست انسان کُشی آنها، روحانیون قادر به اداره حکومت حتی برای چند روز نمیباشند. روحانیون هم خود این واقعیت را متّوجه شده اند بدون حمایت مادی و نظامی سپاه میبایست حکومت را رها کنند، به مساجد بازگرداند و به همان درآمدهای خمس و زکات و سهم امام بسنده کنند. البّته آنهم در صورتیکه این روند باج خواهی دینی در آینده برای آنها ممکن باشد، با توّجه به انزجار مردم از آنها بواسطه 35 سال حکومت ضد بشری شان بر ایران. بهررو روشن است در جمهوری اسلامی امروز این دوقطب سیاسی تا حدودی هموزن و قدرتمند در مقابل یکدیگر صف آرایی کرده اند که اگر در رابطه با چپاول سرمایه های ملی مردم ایران با یکدیگر به توافق نرسند حالت جنگ و گریز بین آنها، پایه های این نظام اسلامی را درهم خواهد شکست.

امّا بنظر نمیرسد دعواهای باندهای رژیم در آینده صرفاً محدود به نزاع سپاه با جناح هوادار دولت گردد. یقیناً روحانیون اصولگرای نزدیک به سپاه و بیت «رهبری» آرام نخواهند نشست و آنها هم در پی حفظ و تصاحب سهم خویش از قدرت و ثروت هستند. امر طبیعی است وقتیکه حسن روحانی در آغاز سفر خود به نیویورک طی اطلاعیه ای از نیروهای انتظامی درخواست میکند، شدت سرکوب نسبت به مردم بویژه دختران جوان بجرم بد حجابی در انظار عمومی را کاهش دهند، عکس العمل تند و سریع ملایان وابسته به جناح اصولگرایان افراطی را موجب شود. در مقابل این خواست حسن روحانی از نیروهای انتظامی، بناگهان رئیس شورای نگهبان رژیم از تریبون نماز جمعه از دولت میخواهد برای مبارزه با بد حجابی از خود حقوق بگیران دولت آغاز کند و زنان موسوم به بدحجاب را از دریافت حقوق ماهیانه محروم سازد و همچنین به مسئولین دانشگاهها هشدار میدهد از دادن نمره قبولی به دختران دانشجوکه حجاب اسلامی را رعایت نمیکنند خودداری ورزند.

جنگ قدرت مابین باندهای حکومتی نه نقطه پایانی دارد ونه در روند رقابتی سالم و منطقی سوق خواهد یافت. جمهوری اسلامی از درونِ اندیشه و روابط فرهنگی و سیاسی سنتی و عقب مانده ای زاده شده است که سخت در ستیز با مدرنیت و نظم یابی در قالب انستیتوهای جامعه مدرن چون احزاب و سازمانهای مدنی است. بدیهی است هر تغییر و تحول سیاسی و یا تفویض قدرت از جناحی به جناح دیگر میبایست از طریق زد و بندهای باندهای حکومتی شکل گیرد که گوهری عشیره ای دارد. فرهنگ تحزب و یا رقابت حزبی سازمان یافته در این نظام دینی هرگز شکل مدرن و پیشرفته بخود نخواهد گرفت. تشکیل احزاب و نهادهای مدنی و تغییرات سیاسی از طریق انستیتوهای جوامع مدرن هرگز در جمهوری اسلامی رخ نخواهد داد. نزاعهای باندهای حکومتی و نامتعادلی سیاسی در کشور ره آورد این نظام سیاسی قبیله ای است که در طی این 35 سال حاکم بر ایران بوده است. بدیهی است بدنبال شیوع این روابط کهنه سیاسی امروز شاهد این فاجعه اجتماعی و فرهنگی در کشورمان باشیم که همهء به نوعی به بی بندباری و بی تفاوتی سیاسی دچار شویم. البته نمی بایست از یاد برد که جمهوری اسلامی نه تنها به لحاظ اندیشه و نظم سیاسی یک فاجعه بین المللی است بلکه جمهوری اسلامی به لحاظ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پدیده ای است بازدارنده برای پیشرفت و استقرار ثبات و امنیت در کشورمان. در واقع همان شروطی که هر کشوری برای پیشرفت و بالندگی بدانها نیاز دارد و امروز ایران فاقد آنها میباشند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s