یک «نه» بزرگ به حکومت اسلامی در استانه انتخابات

محمد زمانی

mmzحتی شاهد بودم در برخی حوزه ها در استان فارس که افراد رای می اوردند اما با تقلب فرد مورد نظر خود را به عنوان برنده انتخابات اعلام می نمودند. معمولا علاوه بر اینکه شورای نگهبان در تمام شهرهای ایران نماینده و دفتر دارد اما انتخاب منتخب شدگان برای سه گروه حائز اهمیت است .امام جمعه که نماینده ولی فقیه است .دوم نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و در راس ان سپاه وسوم شورای تامین که به ریاست فرماندران اداره می شود ونمایندگان اداره اطلاعات ، سپاه و دادگستری شهرستانها در این شورا عضو هستند، یعنی اینکه هر فردی که بخواهد در انتخابات شرکت نماید باید از زیر فیلتر این گروها و افراد و شورای نگهبان گذر نماید

.حتی در خصوص نمایندگان مجلس هم همین طور است.دلیلش هم مشخص است چون این گروها و افراد منافع سیاسی و اقتصادی و حزبی دارند ، باید کسی برنده انتخابات شود که منافع این گروها را تامین نماید.

  به این دلیل می گویم حکومت اسلامی و نه جمهوری اسلامی ، این است که جمهوری معنای خاص خود را دارد .در ویکی پدیا معنی جمهوری این چنین امده است جُمهوری نوعی حکومت است که در آن مسئولین حکومتی موروثی انتخاب نشوند، ریاست کشور با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم برگزیده شده و دوران تصدی او محدود باشد. تاکید اصلی مفهوم جمهوری بر عدم وجود منسبی دائمی برای شخص اول مملکت است. جمهوری از نظر مفهوم واژه بیش‌تر درجاتی از مردم‌سالاری را نیز در بر دارد. اما، در عین حال، بسیاری از دیکتاتوری‌های غیر سلطنتی نیز ممکن است به این نام نامیده شوند و در این وجه، حکومت جمهوری تنها به معنای حکومت غیر سلطنتی است. به تعریف کلی، جمهوری شیوه حکومتی است که بر پایه مردم‌سالاری (دموکراسی) یا غیر دموکراسی، مردم آن، حق حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خودشان را به‌­طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق زمام دارانی که با رضایت و رأی مستقیم یا غیرمستقیم آنان به گونه‌ای که توارث در آن دخالتی نداشته باشد تعیین و آنان نیز اقتدارات معین قانونی خود را در یک مدت محدود و تحت نظارت آنان اعمال می‏‌نمایند.[۱] امروزه بیشینه دولت­‌های موجود در دنیا نوعی نظام حکومتی جمهوری دارند ولی این بدین معنا نیست که بافت و ساختار نظام حکومتی جمهوری در تمام کشورهای جمهوری یکسان است.[۲] دیکتاتوری‌های مختلف از این نام در معانی خارج از معنی اصلی آن استفاده می‌کنند و برای نمونه با وجودی‌که تاکید اصلی جمهوری بر عدم وجود منسبی دائمی برای شخص اول مملکت است[۳] نظام حکومتی ایران که رهبر آن منصبی دائمی دارد نیز خود را «جمهوری اسلامی» می‌نامد. ریشه لفظ جمهوری، اصطلاح لاتین «res publica» به معنای «امر عمومی» است که در نوشته‌های لئوناردو برونی، تاریخ‌نگار ایتالیایی به معنی نزدیک به معنی امروزی استفاده شد.[۴] «توده» و «توده‌ای» واژه‌های پارسی سره برای «جمهور» و «جمهوری» است.و از ان سو می گویم حکومت اسلامی چرا که این سیستم توتالیتر بر مردم ایران حاکم شده است و هیچ مشروعیتی از طرف مردم ندارد .حکومتی که به غایت ضد ملی ، جمهوریت و حاکمیت مردم است .اما همین حکومت همیشه سعی داشته است ، که با سیرک و نمایش انتخابات برای خود در سطح داخلی و بین المللی اعتباری کسب کند وبه حکومت خود ادامه دهد.حکومتی که در ان انتخاب شوندگان باید تابع دستورات رهبری باشند و نه مردم، چه منافعی برای شهروندان در سراسر ایران دارد .به یاد دارم در انتخابات شوراها و مجلس افراد مستقل که حتی عضو احزاب حکومتی نبودند، چطور زیر تیغ نظارت استصوابی شورای نگهبان از گردانه انتخابات حذف می شدند.افرادی را می شناسم که هم تخصص داشتند و هم توانایی انجام کارها، اما چون تفکرشان با این حکومت همسو نبود حدف می شدند و حتی با رد صلاحیت شان از سوی شورای نگهبان، ابرو و حیثیت این افراد را نشانه می گرفتند. حتی شاهد بودم در برخی حوزه ها در استان فارس که افراد رای می اوردند اما با تقلب فرد مورد نظر خود را به عنوان برنده انتخابات اعلام می نمودند. معمولا علاوه بر اینکه شورای نگهبان در تمام شهرهای ایران نماینده و دفتر دارد اما انتخاب منتخب شدگان برای سه گروه حائز اهمیت است .امام جمعه که نماینده ولی فقیه است .دوم نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و در راس ان سپاه وسوم شورای تامین که به ریاست فرماندران اداره می شود ونمایندگان  اداره اطلاعات  ، سپاه و  دادگستری شهرستانها در این شورا عضو هستند، یعنی اینکه هر فردی که بخواهد در انتخابات شرکت نماید باید از زیر فیلتر این گروها و افراد و شورای نگهبان گذر نماید .حتی در خصوص نمایندگان مجلس هم همین طور است.دلیلش هم مشخص است چون این گروها و افراد منافع سیاسی و اقتصادی و حزبی دارند ، باید کسی برنده انتخابات شود که منافع این گروها را تامین نماید و بارها هم دیده شده است که افراد  به شوراها و مجلس راه یافته اند اما در دوره بعد رد صلاحیت شده اند .بگذریم از انتخابات ریاست جمهوری در سال 76 و انتخابات مجلس ششم که ان هم دلایل خودش را داشت که در این بحث نمی گنجد.. اما حتی  دیدیم که همین افراد در دور بعد رد صلاحیت شدند.یکی از  مکان هایی  که برای این گروهای مافیایی اهمیت دارد و برای انها درامد و رانت ایجاد می نماید شهراری هاست .چرا که شهردار باید از طرف شورای شهر انتخاب شود .پس این شورا باید از فیلتر این افراد عبور نماید که بتوانند در اینده منافع انها را تامین نماید. یکی از این منافع تغییر کاربری زمین های کشاورزی اطراف شهرها است که بعدا این زمینها از طرف واسطه های همین افراد، با قیمت ارزان خریده می شود و در شهرداری ان را از کشاورزی به شهری تغییر کاربری می دهند .شما فرض کنید پنجاه هکتار زمین یا بیشتر را از طریق تعاونی سپاه و بسیج و دادگستری با قیمت ارزان خریداری می کنند وبعد با هماهنگی شهردار ونظارت شورای شهر ان را به قیمت گران به مردم برای مسکن سازی می فروشند ، که درامد های زیادی را برای این افراد و گروها تامین می کند.نکته دیگری که قابل توجه است مدت مسئولیت شوراها چهار ساله است ، که در دور جدید برگزار نشد و تا دوره ایی هفت ساله ادامه داشته است .دلیلش هم این است که چون می دانند ، مردم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت و حضور زیاد نخواهند داشت همزمان انتخابات شورا را با انتخابات ریاست جمهوری هماهنگی نموده اند که بتوانند از طریق طایفه و فامیلی گرایی مردم بیشتری را به پای صندوق های رای بخصوص در شهرستانها بکشانند که با این طرفند بتوانند حضور مردم را بیشتر نمایند که این نکته هم باید مورد توجه قرار گیرد و اطلاع رسانی شود که حتی حضور مردم باید در این حوزه ها کم شود. پس در نتیجه این انتخابات و یا همان انتصابات باید در جهت منافع حاکمان و گروه ها و افراد وابسته نقش خود را ایفا نمایند.این حکومت همیشه سعی می نماید، که در درون خود اپوزیسیون سازی نماید و مردم را وادار نمایند که بین گزینه بد و بدتر یکی را انتخاب نمایند.اما شما در پایان می بینید که همه در جهت منافع همین حکومت حرکت نموده اند .سوال مشخص من از مردم این است، که حماسه دوم خرداد و در ادامه ان مجلس ششم که هم دولت و هم مجلس در اختیار اصلاح طلبان بود، کدام یک از مطالبات مردم عملی شد .مجلس و دولتی که حتی نتوانستند قانون مطبوعات و جرایم سیاسی را اصلاح نمایند و در ادامه هم با حکم حکومتی بایکوت شد .این انتخابات و یا همان انتصابات فقط در زمین خود حکومت برای بقا و منافع حزبی در گردش بوده است و امروز بعد از سی و چهار سال ، حکومت این جماعت دکاندار مذهبی چیزی جز فقر و چپاول ثروت ملی و ترویج بیکاری و نابود کردن هویت ملی مردم ایران به ارمغان نداشته است.به همین دلیل می گویم که در این شرایط حساس تنفس این حکومت را با عدم شرکت در انتخابات پیش رو باید گرفت .باید کمپین هایی درست شود که به مردم اطلاع رسانی نمایند که فریب این حکومت و و جربان های سیاسی را نخورند ، چه اصلاح طلب حکومتی و چه اصول گرا ، به همین دلیل است که حتی صدای احمد خاتمی امام جمعه تهران در می اید که دشمنان با تبلیغات می خواهند مردم را از شرکت در انتخابات مرحوم سازند و این دقیقا نقطه ضعف این حکومت است.اپوزیسیون در این مدت باید هوشیار باشد و برنامه هایی را تدارک ببیند که مردم را به عدم شرکت در انتخابات تشویق نمایند.تحریم انتخابات باید از اساس ، برنامه اپوزیسیون باشد .باید این مشروعیت را از حکومت گرفت.این حکومت در شرایط امروز در همه عرصه ها ورشکسته است و با تحریم انتخابات می توان به فروپاشی این حکومت دامن زد.شما حتی تصور کنید مردم مثل سال 88 در انتخابات شرکت کنند همه دیدند که این حکومت به رای مردم اعتقادی ندارد و در نتیجه دست به کودتا وتقلب زد .. . پس این حکومت کارنامه درخشانی ندارد و از مردم ابزاری برای مشروعیت خود استفاده می نماید .پس همه با هم این انتخابات را تحریم می نماییم و به جهانیان می گوییم که این حکومت نمایندگان واقعی مردم نیستند.به امید ایرانی ازاد و اباد

 

Advertisements
به‌دست mzamani103 فرستاده‌شده در مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s