در کجای دنیا رفتار «رهبران اپوزیسیون» این گونه است؟

محمد زمانی
mmzامروز با صدای بلند اعلام می نمایم، هر کس و هر گروهی که اعلام نکند که ما سکولار ودموکرات و انحلال طلب هستیم منافعی دارد و به فکر ازادی مردم ایران نیست.«شما و خوانندگان بدانید و تحقیق کنید که حضور همزمان همسران رفقا بیژن حکمت، بهروز خلیق، حسن زهتاب، مهدی فتاپور و محسن حیدریان در همین ماه فوریه در ایران تحقق پیدا کرده و تعدادی از آنها همین الان در ایران هستند؛ بالاخره آیا فرستادن این پنج نفر به ایران برای پیک‌نیک بوده یا این آقایان خواسته‌اند همزمان از دست همسران عزیز راحت بشوند یا در چارچوب «دیپلماسی همسران» به داخل فرستاده شده‌اند»؟

 در گذشته مقاله ایی نوشتم ،تحت عنوان اپوزیسیون واقعی باید شکل بگیرد.دلیل نوشتن  مطلب این بود، که با برخی از افراد در اپوزیسیون که صحبت می نمودم که تنها راه نجات ایران یک الترناتیو سکولار ، دموکرات و به طور مشخص و شفاف انحلال طلب است ،پاسخ روشنی از این افراد نمی گرفتم و فقط توجیه می نمودند. اما امروز به من ثابت شده است که چرا برخی انسانها به وجدان خود رجوع نمی نمایندو خون ریخته شده ،ازادی خواهان را برای منافع شخصی پایمال می نمایند.امروز با صدای بلند اعلام می نمایم، هر کس و هر گروهی که اعلام نکند که ما سکولار ودموکرات و انحلال طلب هستیم منافعی دارد و به فکر ازادی مردم ایران نیست.حکومتی توتالیتر که تمام هستی این مردم را گرفته است نه اصلاح شدنی است و نه تن به انتخابات ازاد می دهد .این ها همه توهم سیاسی است .اما دکانداران همه جا هستند و تنها چیزی که برای انها مهم نیست، حقوق از دست رفته مردم ایران است .غیرت را از ماندلا و خواهران میرابل یاد بگیرید! وجدان را از گاندی و خانم سوچی بیاموزید! مبارزه را از ستار و باقر خان به ارث ببرید! امروز مطلبی را دیدم که سکوت اپوزیسون در قبال این مطلب خیانت به خون نداها و سهراب ها و ستار هاست . سکوت «فدائیان اکثریت» در برابر ادعای «وطن امروز» برای چیست؟ روزنامه «وطن امروز»، متعلق به مهرداد بذرباش، یکی از نزدیکان دولت احمدی‌نژاد، هفته‌ء گذشته با انتشار خبری چنين اعلام کرد که «همسران پنج تن از رهبران گروهک اکثریت و گروه‌های همسو» در ماه فوریه جاری به ایران سفر کرده و «بدون هیچ‌ مشکلی خارج‌ شده‌اند»». این روزنامه، در یک خبرسازی آشکار، مدعی است که خبر یاد شده را نه دستگاه‌های امنیتی دولتی بلکه یکی از اعضای سازمان فدائیان اکثریت در نامه‌ای «افشاگرانه» به اطلاع این روزنامه رسانده است! روزنامه‌ی «وطن امروز» در گزارشی که تحت عنوان «دیپلماسی همسران» انتشار داد از قول عضو «افشاگر» سازمان فداییان خلق (اکثریت) پرسیده بود: «با توجه به اینکه برخی از این همسران، خود نیز عضو شورای مرکزی این گروهک هستند و به تعبیر او «معروفه»اند، چگونه وارد ایران و بدون هیچ مشکلی خارج شده‌اند؟» چه رابطه‌ای بین عضو ناراضی با روزنامه مذکور است و چرا به جای سایت‌های خبری خارج از کشور به روزنامه‌ء وابسته به دولت احمدی نژاد پناه برده سؤالی است که پاسخی به آن داده نشده است. «وطن امروز» همچنین از قول هوادار ناراضی فدائیان اکثریت نوشته بود: «شما و خوانندگان بدانید و تحقیق کنید که حضور همزمان همسران رفقا بیژن حکمت، بهروز خلیق، حسن زهتاب، مهدی فتاپور و محسن حیدریان در همین ماه فوریه در ایران تحقق پیدا کرده و تعدادی از آنها همین الان در ایران هستند؛ بالاخره آیا فرستادن این پنج نفر به ایران برای پیک‌نیک بوده یا این آقایان خواسته‌اند همزمان از دست همسران عزیز راحت بشوند یا در چارچوب «دیپلماسی همسران» به داخل فرستاده شده‌اند»؟ البته همسران یاد شده تنها کسانی نیستند که در طول سال‌های گذشته در جریان «دیپلماسی همسران» به ایران سفر کرده‌اند. گفته می‌شود همسر فرخ نگهدار نیز سفرهای متعددی به ایران داشته و به رتق و فتق امور خانواده نگهدار – انصاری پرداخته است. …* البته پیش‌تر سهیلا وحدتی همسر رضا فانی یزدی، دیگر عضو اتحاد جمهوری‌خواهان، نیز به ایران سفر کرده و به سلامت بازگشته بود. مریم سطوت، همسر مهدی فتاپور از رهبران سازمان فدائیان خلق اکثریت، خود از بنیانگذاران و اعضای رهبری «اتحاد جمهوری‌خواهان»‌ یکی از تشکل‌های مدعی «اپوزیسیون» جمهوری اسلامی است و در رهبری سازمان فدائیان اکثریت نیز شرکت دارد. این‌ها چیزی نیست که از چشم مسئولان امنیتی رژیم مخفی باشد. البته به این لیست می‌توان اسامی دیگری را هم افزود. در مطلب «وطن امروز» به این مساله نيز اشاره شده است. سوال اینجاست. اگر این سفر انجام شده باشد: – آیا همسران افراد یاد شده در مخالفت با جمهوری اسلامی و پیشبرد سیاست‌های سازمان‌هایی که هدایت‌شان با ایشان است جانب احتیاط را رعایت نمی‌کنند؟ آیا حواس‌شان به این نیست که به جمهوری اسلامی بر نخورد که خدای نکرده مشکلی برای همسرانشان پیش بیاورد؟ – آیا همسران یاد شده تضمینی از دستگاه امنیتی گرفته‌اند که پس از ورود به ایران دستگیر نشوند؟ – برای این سفرکرده‌ها این سوال پیش نیامده که وقتی دستگاه امنیتی و قضایی که از یک وبلاگ نویس نمی‌گذرد در ارتباط با این افراد چنین گشاده دستی به خرج می‌دهد؟‌ – چرا اعضای گروه‌های فوق در این رابطه اعتراض نمی‌کنند. – در کجای دنیا رفتار «رهبران اپوزیسیون» این گونه است؟باز برنامه ایی از حسن داعی دیدم تحت عنوان وقتی پرده ها کنار می روند که ماهیت اصلاح طلبان را روشن می نماید .داعی میگوید: سخنرانی حقیقت جو و خوئینی در واشنگتن، نشان روشنی از ماهیت اصلاح طلبان حکومتی و تلاش آنها برای حفظ نظام است. این دو، عاجزانه از آمریکا می خواهند تا «با دادن امتیاز و تضمین امنیتی به خامنه ای، نگرانی های روحی رهبر را رفع نموده و به وی کمک کند تا بر رقبای خود پیروز شده و مطابق میل خود حکومت کند.» اصلاح طلبان خارجه نشین در حالی از آمریکا تقاضای کمک رسانی به خامنه ای می کنند که طی سالیان گذشته، کمک جامعه بین المللی به مبارزات مردم ایران را دخالت در امور کشور و مضر به روند دموکراسی خواهی در ایران معرفی کرده اند. بنظر می رسد که از نظر این جماعت، کمک رسانی آمریکا به نظام پاسدار- آخوندی حلال و پسندیده است اما کمک به مردم تحت ستم ایران، گویا دخالت امپریالیستی و تلاشی از جانب جنگ طلبان برای پیاده کردن سناریوی لیبی در کشور ماست. واقعا دردناک است ،اما باز تکرار می نمایم که مشکل ما فقط جمهوری ولایت فقیه نیست .مشکل ما خودفروختگان سیاسی هستند، که مبارزات مردم را به انحراف می کشاند و ادای اپوزیسیون را در می اورند? به اعتقاد من نگاه نداها، سهراب ها، هاله ها،ستارها و عزیزان دیگر که جانشان را فدای ازادی نمودند ، چه پیغامی برای ما داشت؟ ان نگاه ها پیغامشان سکوت نبود، ان نگاه ها پیغامشان ازادی و بر علیه حکومتی ،غیر ایرانی بود و همه این را صدا می زدند که به کدامین گناه کشته شدیم؟پیغامشان این بود که تا کی باید نظاره گر این همه جنایت باشیم?تا کی باید مبارزات خود را در دنیای مجازی ان هم در حد خبر رسانی محدود نماییم?تا چه زمانی باید توهین و حقارت را تحمل کنیم?تا کی باید بی تفاوت باشیم و برای جان انسانها ارزشی قائل نباشیم?تا چه زمانی باید خیانت ها را تحمل نمود و شاهد گندم نماهای جو فروش بود ?تا کی باید شاهد معامله گران ودکانداران سیاسی باشیم?این پیام می تواند برای خیلی از افراد و گروها و سازمانهای سیاسی باشد ،که اسم خود را اپوزیسیون گذاشته اند.به طور کلی می توان به چند دسته بندی در اپوزیسیون نماهای حکومت ولایت فقیه اشاره نمود.گروه اول :افرادی هستند که دل در گروه همین نظام دارند و موجودیت خود را در بقای این حکومت می دانند و ادای اپوزیسیون را به یدک می کشند . گروه دوم:فرصت طلبان و سود جویانی هستند، که قدرت طلبند و از هر حرکت مردمی به دنبال موج سواری برای اهداف شوم خود هستندو اساسا مردم و ازادی خواهی جزئی از برنامه ها و اهداف انها نیست.گروه سوم:چاپلوسانی هستند که به دنبال گدایی یک لقمه نان، از هر راهی برای گذران زندگی خفت بار خود هستند و حزب باد را به یدک می کشند. گروه چهارم:افرادی ورشکسته هستند که تاریخ مصرفشان به پایان رسیده ،اما هر روز سعی می نمایند با حربه ایی حرفی برای ادامه حیات خود پیدا نمایند و اساسا این گروه مخل یک اتحاد فراگیر است.گروه پنجم:مزد بگیرانی هستند که استخدام همین حکومت، برای بر هم زدن اتحادها هستند و دلخوش به این هستند که مدتی را با پول خون مردم ایران، به یک زندگی خفت بار ادامه دهند.گروه پنجم:مزدوران و خائنینی هستند که فقط به دنبال منافع خود هستند و و هر وقت لازم باشد در قبال پول و مقام به استخدام حکومت های ضد مردمی در می ایند.گروه ششم:افرادی هستند که با اپوزیسیون سازی و رسانه سازی موازی در قبال الترناتیوهای مردمی و اپوزیسیون واقعی قد علم می نمایند و اساسا به دنبال اغتشاش و گمراهی مردم هستند.گروه هفتم :افرادی هستند پوپولیست و خودخواه که فقط خودشان را قبول دارند و اساسا پلورال نیستند .این افراد با منیت ، خود محوری و باند بازی و حذف دیگران سد راه هر گونه اتحادی هستند.گروه هشتم افرادی هستند که بدون ارائه یک راهکار و مانفیست در گذشته هستند و اساسا در تاریخ درجا زده اند و بدون اشاره به گذشته اصولا هویتی ندارند.این گروه زمان حال و اینده را رها نموده و دلیلش هم این است که برای خود و همفکرانشان هیچ اینده ایی را در ایران نمی بینند. گروه نهم :افراطیونی هستند که درگیر نوع حکومت اینده هستند واساسا از انتخابات و رای مردم ترس و وحشت دارند.و ازادی و انتخابات ازاد یک ترفند سیاسی برای منافع خودشان است.اما از تن دادن به چنین گفتمانی در اینده سیا سی ایران و حاکمیت ملی وحشت دارند.گروه دهم:افرادی هستند که از گفتن انحلال و براندازی حکومت اسلامی امتناع می کنند و دنباله رو گروه اول هستند و اینگونه توجیه می نمایند، که انحلال یعنی خشونت، در صورتی که این حکومت ها هستند، که به دنبال چنین تفکری می باشند و اساسا مردم خواستار عدم خشونت می باشند.نمونه تونس که با عدم خشونت بن علی، را مجبور به ترک قدرت نمود ونمونه دیگر لیبی و عراق و هم اکنون سوریه است که به خشونت کشیده شد.تنها این حاکمان هستند که باعث نابودی خود و مردم خویش می شوند وفهم دیکتاتورها شبیه هم می باشد،که به اعتقاد من حکومت فعلی ولایت فقیه هم ،راه ء قذافی و صدام و بشار اسد را در اینده دنبال خواهد نمود.منظور این است که حاکمان مشخص می نمایند که چگونه از قدرت کنار می روند و تعیین کننده انها هستند نه مردم اما این گروه مرتب مردم را از چنین مباحثی می ترسانند که این مفهوم یعنی خشونت نه دفاع نمودن از خود و نمی گویند که این حاکمان هیچ حرف حساب و دموکراتی را نمی پذیرند. و اما گروه اخر افرادی هستند که وطن خواه و خواستار یک حکومت سکولار و دموکرات هستند و رفتن کل این حکومت را از اهداف خود می دانند .این افراد باید با یک اسیب شناسی در گفتار فوق در کمیته های مختلف با پروژه سازی به دنبال راه کار و مانفیست برای مردم ایران باشند.این گروه باید به دنبال کسانی باشند که از گروهای بالاعبور نموده و واقعا خواستار نجات مردم ایران باشند.اساسا باید راهکاری ارائه دادکه هم اعتماد مردم را جلب نمود و هم شفافیت کامل وجود داشته باشد ، که این طرح بتواند مولد حرکت مردم از گروه های مختلف باشد و با ارتباط با لایه های جامعه از جمله کارگران ، کارمندان ، نظامیان ، دانشجویان و اقوام و ملیت ها، روزنامه نگاران و افراد تهی دست و کلیه فروش به دنبال سازماندهی برای اعتراضات عمومی با توجه به شرایط داخلی ایران باشند.این گروه باید به دنبال یک شورای رسانه ایی برای ارتباط با مردم باشد و هدفش رفتن این حکومت باشد و بدون سانسور همه موضوعات را با مردم ایران در میان بگذارند و اینکه حکومت جایگزین باید واجد چه شرایطی باشد تا تجربه سال 57 را دوباره تکرار ننماییم.به اعتقاد من باید اپوزیسیون واقعی ایران هر چه زودتر به یک اتحاد فراگیر دست پیدا نمایند و با حداقل اشتراکات بر علیه این حکومت و گروه های فوق دست به ائتلاف بزنند.باید برنامه ایی ارائه داد که مبارزات از دنیای مجازی و سالن ها در کشورهای مختلف به خیابان ها و یا نافرمانی مدنی برای عقب نشینی حکومت بدل شود تا از این همه جنایت و ادم کشی حکومت جلوگیری به عمل ایدو بتوان یک حکومت سکولار و دموکرات را جایگزین نمود و با گفتگو با کشورهای خارجی خواستار قطع ارتباط با این حکومت شدتا حداکثر فشار را اعمال نمود، تا پروژه هاشمی و خاتمی و دیگران برای بقای این حکومت عملی نشده است فکری نمایید.زمان می گذرد و ما عقب هستیم.به امید روزی که شاهد این همه بی تفاوتی نباشیم و هیچ کس به خاطر ابراز عقیده جان خود را از دست ندهد , همه باید خواستار انحلال این حکومت شوند .

 

Advertisements
به‌دست mzamani103 فرستاده‌شده در مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s