ایا اصولا جامعه و روشنفکران ما نقد پذیر هستند؟

محمد زمانی

mmzعاملي كه باعث شده توضيحي در مورد نقد ارائه دهم. اين است كه مقالات زیادی در سایت ها در خصوص چگونگی اتحاد بین گروها و سازمانها درج می شود. با توجه به لزوم اتحاد بین گروها و احزاب سیاسی برای ایجاد یک الترناتیو سکولار و دموکرات در قبال حکومت اسلامی در ایران ، متاسفانه تخریب و تعصبات شخصی و گروهی،جای خود را به نقد درست داده است. به باور من هیچ شخصی نباید مصون از نقد درست باشد .در اپوزیسیون عده ایی نه بر مبنای اعتقاد به یک شخصیت ملی ،بلکه به عنوان ابزاری برای بهره برداری شخصی و حزبی استفاده می نمایند.ما اگر بخواهیم منصف باشیم باید خالی و پر بودن یک لیوان اب رابا هم ببینیم.،

نقد در لغت جدا كردن طلاي خالص از ناخالص است و تميز دادن خوب از بد و انتخاب كردن چيز خوب و بهتر است. در اصطلاح ادب تشخيص محاسن و معايب سخن و نشان دادن بد و خوب اثر ادبي است. با توجه به تعاريف فوق نتيجه مي گيريم كه نقد ايراد نيست، بلكه كار خوب را از کار نادرست  مشخص كردن است و راه حلي براي خوب كردن كاري كه نادرست بوده ،آن هم با ارائه يك راهكار درست .به اعتقاد من تاكنون پيشرفت خوبي در نقد مسائل سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی و اجتماعی  نداشته ایم ،چون بدون مطالعه و شناخت علم نقد نمي توان يك كار يا اثري را نقد كنيم .ضمناً تا زماني كه به نقد به عنوان يك ايراد نگاه بكنيم نه ناقد درست نقد مي كند و نه مورد نقد آن را مي پذيرد . پس چه كاری بايد  انجام دهیم تا نقد درست داشته باشيم و از ما پذيرفته گردد؟‌ يك ناقد بايد صفاتي اينچنين داشته باشد: دور بودن از تعصبات و سطحي نگري، وارد نكردن احساس شخصي در نقد و همچنين براي مقاصد شخصي خود نقد نكردن است. يعني يك ناقد بايد صدق و صميميت داشته باشد تا سخن وي مورد پذيرش واقع شود. اما رديف كردن چندين ايراد خود در آوردي يا ايراد مورد پذير در كنار هم و تحويل شخص دادن براي هيچ كس قابل قبول نيست. چون مانند اين مي ماند كه ناقد با پتك برسر ديگران مي زند. پس صداقت، صميميت ،وبه دور از تعصب و جانبداري، داشتن هدفي سليم، واستفاده از واژه هاي متين و رعايت نكات اخلاقي، تمام اينها كمك مي كند كه ما نقدي صادقانه داشته باشيم ،كه مورد قبول همه واقع گردد. عاملي كه باعث شده توضيحي در مورد نقد ارائه دهم. اين است كه مقالات زیادی در سایت ها در خصوص چگونگی اتحاد بین گروها و سازمانها درج می شود.  با توجه به لزوم اتحاد بین گروها و احزاب سیاسی برای ایجاد یک الترناتیو سکولار و دموکرات در قبال حکومت اسلامی در ایران  متاسفانه تخریب و تعصبات شخصی و گروهی،جای خود  را به نقد درست داده است. به باور من هیچ شخصی نباید مصون از نقد درست باشد .در اپوزیسیون عده ایی نه بر مبنای اعتقاد به یک شخصیت ملی ،بلکه به عنوان ابزاری برای بهره برداری شخصی و حزبی استفاده می نمایند.بیشتر بجای اینکه در زمان حال و اینده باشیم در گذشته به سر می بریم.ما اگر بخواهیم منصف باشیم باید خالی و پر بودن یک لیوان اب را با هم ببینیم.و پسر را بجای پدر و پدر را بجای پسر محاکمه نکنیم.هر کس را در جایگاه فعلی ان نقد نماییم.اما متاسفانه در نقد ،عده ایی فقط  قسمت لیوان خالی اب را برای ضربه زدن و حذف نمودن همدیگر میبینند واستفاده مینمایند.ایا اصولا جامعه ما و حتی روشنفکران ما نقد پذیر هستند?در اپوزیسیون میبینم که عده ایی  با حسادت ورزی وارد حیطه نقد می شوند.و حتی پا را فراتر می گذارند و به مسائل خصوصی افراد هم می پردازند.به اعتقاد من  اگر می خواهیم جامعه ایی پویا و مثبت داشته باشیم باید تعهد اخلاقی هم داشته باشیم و صرفا برای رسیدن به برخی از اهداف دست به تخریب همدیگر نزنیم.امیدوارم فقط نقد نکنیم، نقد پذیر هم باشیم و اگر به  لحاظ تاریخی و سیاسی اشتباهی هم انجام داده ایم و یا رخ داده با شهامت بپذیرم.اما با نقد درست در صورت صحت ان به دنبال روشنگری باشیم.و جامعه کنونی ایران را بیشتر از این به پرتگاه نبریم.
نقـــد چیست؟:
نقد، یکی از روش های مهم به منظور ارزیابی مفاهیم، پدیده ها و داده های مختلف در فرایند تولید و آفرینش است.
«فوکویاما در باره ی نقد می نویسد:»نقد، روش بررسی، در فرایند گیرنده گی و دهنده گی ذهن است که در ارتباط دو سویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می گیرد
اما چیزی که در متن این بحث (نقد چیست ومنتقدکیست؟)، پیش از همه به آن باید پرداخته شود، توجه به فرهنگ نقد و رویکردهای سازنده ی آن است.مهمترین نکته یی که در فرایند نقد،ضروری پنداشته شده و از شمار رویکردهای سازنده در عرصه ی نقد انگاشته می شود، توجه ویژه به فرهنگ نقد و سپس فرهنگ نقد پذیری است.

1- فرهنگ نقد:

پیش از این که منتقد به نقد داده های مطرح بپردازد، باید به معیارهایی که در بر گیرنده ی فرهنگ نقد است توجه داشته باشد. این معیار ها، مشمول روش های زیر است:

– پرهیز از حُب و بُغض و یکسو نگری.

– جلوگیری از قطعی انگاری در هنگام بررسی اثر.

– بررسی همه جانبه ی اثر مبتنی بر ویژه گی های مثبت و منفی آن.

– برهم زدن هنجارهای متعارف و سنتی در هنگام ارزیابی و ارزشیابی.

– آگاهی داشتن از دیدگاه ها نظریه های جدید در حوزه ی نقد و بررسی.

افزون بر این فرضیه های پنجگانه، شمار ی از فرضیه های مطرح دیگرنیزدر زمینه ی فرهنگ نقد وجود دارد که برای پرهیز از ملالت و توجه به اصل فشرده نویسی، به همه یی آن موارد، اشاره نمی کنم.

نکته یی را که در بحث فرهنگ نقد می خواهم به آن تأکید کنم، در نظر گرفتن معیارهای بالا برای عملی سازی روش های سامانمند در فرایند نقد است؛ زیرا اگر برای درک میزان ارزش ها، معیاری وجود نداشته باشد، نقد روشمند نمی تواند شکل بگیرد.2- فرهنگ نقد پذیری:

«رابرت گیدمن» نویسنده ی اروپایی می نگارد:»پیش از این که در بحث ظرفیت شناسی، نقد ظرفیت ارزشی دانسته شود، فرهنگ نقد پذیری، ظرفیت ارزشی پنداشته می شود».(2) در این تعبیر «گیدمن»،اشاره ی جالبی برای وقع گذاشتن به «فرهنگ نقد پذیری» وجود دارد. بی تردید، داشتن روحیه ی نقد پذیری، یکی از ظرفیت های ویژه، برای داده های مورد نقد پنداشته می شود.

برای این که به این ظرفیت دستیابی پیدا کنیم، بهتر است به رویکرد های سازنده و اثرگذارزیر در حوزه ی نقد پذیری، توجه جدی داشته باشیم:

– حساسیت های منفی و روش های تلقی یکسویه درباره ی خود و اثر را کنار بگذاریم.

– به آرای دیگران در هنگام نقد، دقت کنیم.

– تحمل آرای خلاف بینش و سلیقه ی خود را داشته باشیم.

– از نقد نترسیم.

– اشتباه در هنگام عمل را، امر طبیعی بپنداریم.خو گرفتن به این اجزای پنج گانه، مستلزم تجربه و تکرار این روش های فرضیه یی در فرایند نقد پذیری است. باز اندیشی، نو گرایی و زدودن گرد برداشت های سنتی و متحجر، از شمار رویکردهایی است که می تواند ظرفیت فرهنگ نقد پذیری را در وجود ما گسترش بدهد.

منتقد کیست؟:

نخستین اصلی که منتقد را تعریف می کند، داشتن آگاهی های مبتنی بر روش نقد است. این آگاهی ها در بر گیرنده ی مواردی است که منتقد باید آن را در ذهن خود داشته باشد، مانند:

– احاطه داشتن بر مقوله ها و نظریه های نقد کلاسیک ومُدرن.

– دانش کامل از ویژه گی هایی که نقد در محور آن شکل می گیرد.

– نگاه شالوده شکنانه.

– دریافت نو از مفهوم نقد.

– توجه به رویکردهایی دگرگونه در متن اثر.

با استناد بر مواردی که مطرح شد، این مؤلفه های پنج گانه، به عنوان ویژه گی ها، مهمترین رویکردهایی است که کار منتقد را در حوزه ی نقد، تبیین می کند.جدی ترین مشکلی که در زمینه ی نقد و نقادی درجامعه ایرانی وجود دارد، ناشی از تعریف یکجانبه ی نقد (یعنی نقد به معنی انتقادوگاهی هم انتقام جویی صرف) است؛ زیرا به دلیل عدم درک از مفهوم «نقد»، بسیاری ها درجامعه ی ما به بیان «انتقاد صرف» در حوزه ی نقد می پردازند و ارزش ها را همسان با کاستی ها، در فرایند نقد و نقادی مطرح نمی سازند.

پس از همین جاست که منتقد،بدون توجه به جنبه های معیاری نقد، فقط به برداشت یکسویه از اثر و موضوع مورد نقد می پردازد. با توجه به همین کاستی در قرائت یک جانبه از مفهوم نقد است که از سال ها به این سو، نقد با روش های معیاری و به دور از «غرض و مرض های فردی» در کشور ما شکل نگرفته است.

پس برای شکل گیری نقد معیاری و هنجارمند، نخست از همه، باید فرهنگ نقد پذیری را ایجاد کنیم و سپس به نقد معیاری در حوزه ی مربوط بپردازیم.

پانوشت ها:

1-فوکویاما، نقد در فرایند بررسی، ترجمهء عباس انتظامی، نشر فقره، ایران، 1385، ص207

 محمد زمانی روزنامه نگار و فعال سیاسی

Advertisements
به‌دست mzamani103 فرستاده‌شده در مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s