عواقب کار کردن نجار بجای بقال!

محمد زمانی

mmzدلایل زیاد است اما به صحبت ویلی برانت اکتفا می کنم که می گوید ، جائیکه شهامت مدنی وجود نداشته باشد، ازادی نمی تواند به پیشرفتی نائل شود.و جائیکه به موقع از ازادی ،دفاع نشود تنها به بهای فداکاریهای بزرگ و سهمگین می توان ان را بدست اورد. بزرگترین مشکل درجازدن و بنیانگرائی جامعه ما امیختن دین در چارچوب حکومت داری است.بطور خاص و در کلیه سایر مذاهب بطور عام سه نوع برداشت و دید مذهبی وجود دارد.عامیانه ارتجاعی، کنجکاوانه و حقیقت جوئی و در اخر اعتقادات عالمانه.

امروز قانون اساسی همین حکومت و قوانین جزائی ،همه در برگیرنده از نوعی تفکر عقب مانده از دین در سالیان گذشته است.چه خدمتی در راه سعادت انسانها از این جماعت دیده ایم.جز عقب ماندگی، ترور و خشونت تا اکنون هیچکدام از این علما و دین بازان در جهت سلامت و سعادت علم در جهان موفق به دریافت حتی یک جایزه علمی نوبل نشده اند.در صورتیکه تا پایان قرن بیستم یکصدو سی و دو تن از بالاترین اندیشمندان و دانشمندان که به دریافت جایزه نوبل نائل گردیدند از پیروان ائین یهود بودند.علت اینکه ما هنوز هم گرفتار هستیم این است که این دکانها مشتری دارند و از نا اگاهی مردم سوء استفاده می شود و به انها وعده بهشت می دهند،در صورتی که این دنیا را برای همه تبدیل به جهنم نموده اند

  اشاره: امروز ایران در شرایطی است که با بحرانهای شدید داخلی و خارجی روبروست.اگر چه این مشکلات یک شبه به وجود نیامده و اساسا کارنامه رفوزه شده ،این حکومت در عرصه های مختلف این سی و سه سال است.انقلاب با شعارهای توخالی از استقلال و ازادی و جمهوری گرفته تا سعادت ایرانیان شروع شد و به جایی رسید ، که هیج یک از این مولفه ها را در بر نگرفت و چنان مصیبتی را در جامعه رواج داد، که حتی با رفتن این حکومت سالیان درازی طول خواهد کشید تا مرحمی بر این همه زخم خورده باشد .تازه اگر امیدوار باشیم که اینده ایران یک حکومت سکولار و دموکرات و مدافع حقوق بشر باشد.دلایل زیاد است اما به صحبت ویلی برانت اکتفا می کنم که می گوید ، جائیکه شهامت مدنی وجود نداشته باشد، ازادی نمی تواند به پیشرفتی نائل شود.و جائیکه به موقع از ازادی ،دفاع نشود تنها به بهای فداکاریهای بزرگ و سهمگین می توان ان را بدست اورد. بزرگترین مشکل درجازدن و بنیانگرائی جامعه ما امیختن دین در چارچوب حکومت داری است.بطور خاص و در کلیه سایر مذاهب بطور عام سه نوع برداشت و دید مذهبی وجود دارد.عامیانه ارتجاعی، کنجکاوانه و حقیقت جوئی و در اخر اعتقادات عالمانه.امروز قانون اساسی همین حکومت و قوانین جزائی ،همه در برگیرنده از نوعی تفکر عقب مانده از دین در سالیان گذشته است.چه خدمتی در راه سعادت انسانها از این جماعت دیده ایم.جز عقب ماندگی، ترور و خشونت تا اکنون هیچکدام از این علما و دین بازان در جهت سلامت و سعادت علم در جهان موفق به دریافت حتی یک جایزه علمی نوبل نشده اند.در صورتیکه تا پایان قرن بیستم یکصدو سی و دو تن از بالاترین اندیشمندان و دانشمندان که به دریافت جایزه نوبل نائل گردیدند از پیروان ائین یهود بودند.علت اینکه ما هنوز هم گرفتار هستیم این است که این دکانها مشتری دارند و از نا اگاهی مردم سوء استفاده می شود و به انها وعده بهشت می دهند،در صورتی که این دنیا را برای همه تبدیل به جهنم نموده اند و از چاه جمکران برای انحراف افکار عمومی سود میبرند.اگر کشور مسلمانی در ان منطقه سراغ دارید که با اعلامیه جهانی حقوق بشر در تضاد نیست لطفا ادرس بدهید.تعصبات مذهبی و فرقه ایی و مخالفت با اصول مدرنیته کارنامه امروز ایران است.پس دلیل این همه نا بهنجاری چیست? این است که نجار بجای بقال برای ما نسخه می پیچد پرده اول:با توجه به اینکه این حکومت از ساز و کارهای دین به نفع خود استفاده نموده، اما النون با وجود نسل جدید و مطالبات اساسی مردم از کارگران گرفته تا معلمین و دانشجویان و روزنامه نگاران همه خواستار پیوستن به عصر مدرنیته هستند و خواستار رفع تبعیض و حقوق مدنی خود میباشند.شرایط امروز حکومت مثل دوران قبل ازانقلاب فرانسه است.مورخین درباره طبیعت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی انقلاب فرانسه نظرهای متفاوتی را ارائه میدهند.تفسیرهای متداول مارکسیستی مانند تفسیرژرژ لوفور این انقلاب را نتیجه برخورد بین طبقه اشرافی فئودالی و اعضای سرمایه گرای طبقه متوسط جامعه دانسته اند.بعضی از تاریخ دانان استدلال می کنند که طبقه اشرافی قدیمی ،حکومت پیشین در برابر اتحادی از اعضای طبقه متوسط جامعه و روستاییان آزرده و حقوق گیران شهری تسلیم شدند.با این حال تفسیری دیگر ادعا میکند که انقلاب فرانسه نتیجه از کنترل خارج شدن حرکت های اصلاحی گوناگون اشرافی و مربوط به قشرمتوسط و ضعیف جامعه بوده است.مطابق این نظریه این حرکت ها همزمان با حرکت های مردمی حقوق بگیران شهری جدید و روستاییان ایالت نشین بودند.اگر شرایط امروز ایران را در نظر بگیریم ، یک جنگ تمام عیار بین مافیای قدرت در جریان است بحرانهای اقتصادی و سیاسی ،عدم مشروعیت داخلی و خارجی، تحریم ها و بیکاری، تورم و همچنین سوءمدیریت ، اختلاس و دزدی، رانت و فساد اداری در کل کشور همه و همه یک بحران پیش از انقلاب است. داشتن سیستم اقتصادی بی کفایت و منسوخ که قدرت اداره بدهی ایران را ندارد،نماینگر این بحران هاست .پرده دوم:لوئی پانزدهم جنگ های بسیاری کرده بود که فرانسه را به نزدیکی ورشکستگی رسانده بود .و لوئی شانزدهم در زمان انقلاب امریکایی از مستعمره نشین ها حمایت کرده بود که وضع بد مالی حکومت را بدتر کرده بودو بیکاری افزایش یافته بود.مثل جنگ ایران و عراق که علاوه بر صد ها هزار نفر کشته یک هزار میلیارد دلار ضرر اقتصادی هم بر جای گذاشت و هنوز هم اثرات ان را در جامعه میبینیم.و همچنین حمایت از حماس، حزب الله لبنان وسوریه ودیگران که چقدر از پول و بودجه مردم بجای اینکه صرف پیشرفت ایران شود ،صرف انها شده است.پیش از انقلاب فرانسه میتوان به خرج های اشرافی و اشکار لوئی شانزدهم و ماری انتوانت و فشار به مالیات دهندگان از قشرهای مختلف مردم و فقیر تر شدن و گرفتاری مردم که با سوءتغذیه دست به گریبان بودنداشاره نمود. و به عوامل این انقلاب اضافه نمود. که دقیقا شباهت های زیادی به سیستم جمهوری اسلامی دارد.النون دعوا بر سر قدرت و متهم کردن جنا ح های مختلف بر علیه هم در رسانه ها در ولخرجی ها و اختلاس ها از باند هاشمی و احمدی نزاد و بیت رهبری گرفته تا رده های پایین نظام ومسولین و تهدید نظامیان در خصوص جنگ احتمالی همه یک پیام دارد و ان ورشکستگی کامل این حکومت توتالیتر است .پرده سوم:در انقلاب فرانسه نمی توان از خواسته های اجتماعی و سیاسی صرفنظر نمود که بسیاری از ان اعتراض ها برخواسته از ایده های عصر روشنگری داشت.همه از حکومت یک طبقه خسته شده بودند و تسلط اشرافیان و روحانیت و کلیسا را مسبب این گرفتاری ها میدانستند.و در نتیجه خشم کشاورزان و حقوق بگیران و طبقه متوسط بر امتیازات ارباب وار و سنتی اشرافان و امتیاز روحانیون چیره گشت.و ان واقعه بوجود امد.دقیقا در شرایط امروز ایران این مطالبات سیاسی و اجتماعی که از جنبش سبز شروع شد میتواند اتحادی با طبقه کارگران و معلمین و طبقه ضعیف جامعه در سرنگونی این حکومت ایجاد نماید.نتیجه:به اعتقاد من مردم ایران نامسلمان ترین مردم کشورها در منطقه خاورمیانه است.به دلیل دوگانگی فرهنگی و مذهبی میتوان از بعد مثبت به ان نگریست.مردم ایران در منفی ترین ابعاد تجاوز و خشونت در این سی و سه سال با این حکومت مذهبی دست به گریبان بوده و از هر روزنه ایی برای اعتراض استفاده نموده است .که می توان با تغییر این حکومت بدون مرحله واسط انتقالی لوتریسم به گفته لوتر در پانصد سال پیش به حکومت دموکراسی و سکولاریسم و مردم سالاری رسید.چون این ظرفیت در بین مردم و جوانان یافت می شود.و می توان از این پتانسیل بهترین بهره برداری را نمود.به شرط اینکه اپوزیسیون بتواند در قبال این بحرانها که ایران به طرف فروپاشی و یا براندازی می رود ،راهکار و مانفسیت ارائه دهد و دست به یک اتحاد فراگیر بزند.به امید اینکه نجار و بقال به سر شغل خودشان بروند و اینقدر اغتشاش ایجاد ننمایند.

 

Advertisements
به‌دست mzamani103 فرستاده‌شده در مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s