ایا اپوزیسیون بیمار است؟

محمد زمانی

mmzاشاره:با توجه به اینکه مقالات زیادی در سایت های مختلف درج می شود.دو نکته مخاطب را جذب می نماید.اول اینکه مقاله کوتاه , شیوا و با زبان مردم عام نوشته شود که قابل درک برای عموم باشد و دوم نقد درست و در نظر گرفتن منافع مردم و اهمیت دادن به عدم سانسور و شفافیت در عملکرد یک نویسنده یا فعال سیاسی  از نکاتی است که مخاطب این تذکر را حداقل به من داده است .و سعی خواهم نمود رعایت نمایم.از اینکه این تیتر را انتخاب نمودم دلایل گوناگونی دارد که در ادامه به ان می پردازم.تعریف اپوزیسیون از نگاه سیاسی و حقوقی چیست ؟

اپوزیسیون احزاب و گروه‏های سیاسی سازمان‏ یافته‏ ای است که مخالف حکومت مستقر می‏ باشند و تحت حمایت قانون از آن انتقاد می‏کنند، در صورت کسب آرای اکثریت مردم در انتخابات آزاد، قدرت  جاری به انها واگذار می شود .زمینه های پیدایش اپوزیسیون در کشورهایی که دارای نظام دموکراسی پارلمانی هستند,اپوزیسیون قانونی ممکن است به دلایل سازمان ،ایدئولوژی و پایگاه اجتماعی اشکال مختلف پیدا کند.مثلا در کشورهای دموکراتیک امروزی مثل اروپا یا امریکا اپوزیسیون  با هویتی حزبی پا به عرصه مبارزات انتخاباتی می گذارند و برای بدست اوردن قدرت  وانتقال قدرت از دست حزب حاکم  وارد انتخابات می شوند  و با برنامه و مانفسیت و انتقاد از حزب حاکم در عرصه های سیاسی ،فرهنگی  ،اقتصادی،و اجتماعی به سراغ رای دهندگان و صاحبان قدرت یعنی مردم می روند و در یک رقابت ازاد به
مبارزه  می پردازند.نه کسی بازداشت می شود و نه کسی روانه زندان و یا مجبور به ترک مملکت خود می شود.اما در جوامعی مثل ایران دقیقا برعکس است و حکومت های توتالیتر و انحصار طلب اجازه چنین مانوروی را از رقیب می گیرد و با تک حزبی کردن حکومت همه را حذف می نماید.و سه گزینه در برابر چنین حکومت هایی نمایان  می شود.اپوزیسیون قدرت طلب،اصلاح طلب و انحلال طلب و براندازاپوزیسیون قدرت‏ طلب شامل مخالفینی است که تنها با پرسونل سیاسی حاکم مخالفت می‏ ورزند. اپوزیسیون اصلاح ‏طلب مخالفینی را در بر می‏ گیرد که کل نظام سیاسی را قبول دارند ولیکن مخالف سیاست‏های جاری آن هستند. مخالفین انحلال طلب و برانداز شامل کسانی است که با کل نظام سیاسی حاکم مخالفت می ‏ورزند، اپوزیسیون در این گونه کشورها نیز به دلایل مربوط به سازماندهی، ایئولوژی، پایگاه اجتماعی و ساخت اقتصادی و اجتماعی اشکال گوناگونی پیدا می‏ کند.   در ادامه به چند پرده اشاره می نمایم

پرده اول:با اشاره به تعریف اپوزیسیون می توان گفت که ما هنوز تعریف درستی از گروه ها و سازمان های سیاسی در داخل و خارج از ایران نداریم.اینکه همه خودشان را اپوزیسیون جمهوری اسلامی می دانند باید دید که در کدام دسته و گروه هستند.قدرت طلب هستند و یا اصلاح طلب و یا انحلال طلب..اکنون به اعتقاد من این سه گروه در خارج از ایران به گونه ایی با هم گره خورده اند. و ما در  جاهای مختلف ازاولاف پالمه تا بروکسل تا لندن و برلین و واشینگتن شاهد چنین کنفرانسهایی بوده ایم که بدون اینکه نتیجه ایی در برداشته باشد دور هم جمع می  شوند و هر کس و هر گروهی هم حرف و طرح خودش را عنوان می کند و بدون هیچ چشم اندازی به پایان می رسد.نه این که این کنفرانسها بد است مهم این است که نمی دانیم چه می خواهیم و دست اورد این تجمعات چه باید باشد ?درست مثل افرادی که با هم سینما می روند و بعد از پایان فیلم هر کدام با تفسیر خود سالن سینما را ترک می نمایند.همین بیماری در   اپوزیسیون باعث سردرگمی شده است که به دنبال معالجه خود نیست و و بیمار نمی داند که بیماریش چیست و دارویش را باید ازکجا دریافت نماید.?   با توجه به اصول دموکراسی و سکولاریسم (جدایی دین از حکومت) و اعلامیه جهانی حقوق بشر که زیر بنای تمام کشورهای دموکرات بعد از عصر روشنفکری در رنسانس تا به امروزکه جلوی پیش پای همه ما می باشد.نمی توان منکر این مولفه ها بود.پس این می تواند یکی از این داروها باشد که امتحان خودش را در طول تاریخ پس داده و ما با چشم خود دیده ایم. و امروز همین اپوزیسیون درمانده ما هم در همین کشورها به حیات خود ادامه می دهد بدون اینکه درسی از این کشورها در ابعاد مختلف  بیاموزند.مثل اینکه همه فقط ادرس عوض کرده اند ولی تفکر سانسور ,خودی و غیر خودی کردن,حذف نمودن و توهین و افترا به هم , خودکامگی و نبود هدف مشخص و بی  برنامگی ,عدم اعتماد , عدم شفافیت,و خلع مدیرت این بیمار را به کام مرگ  برده است.براستی چرا از تاریخ درس عبرت نمی گیریم و خود و جامعه ایران را با سرخوردگی مواجه نموده ایم.پس این بیمار باید بدنبال دارو باشد و ان خود باوری و نوع دوستی است.این داروی شفابخش اکنون در کشورهایی است که ما  در ان زندگی می کنیم اما نمی خواهیم چیزی یاد بگیریم.دوستی دارم که می گفت :ای کاش ایران هم مثل همین المان بود!…که من پاسخ دادم تحقیق کن که چرا ما نتوانستیم به اینجا برسیم و هنوز اندر خم کمترین حقوق پایمال شده خود هستیم.به او گفتم اینها شکست دو جنگ جهانی را پذیرفتندو به اشتباهات خود پای فشاردند و بدون حقه و نیرنگ همه برای سازندگی کشورشان دست در دست هم دادند و منافع ملی و حاکمیت ملی , ازادی و سکولاریسم و دموکراسی  را ارج نهادند.حال سوال اینجاست که ما باید بپذیرم که امروز کشور ایران جایگاه و احترام و مشروعیت خود را در جامعه بین المللی از دست داده است?. هم حکومت ولایت فقیه مقصر است !هم ما !که نتوانستیم یک الترناتیو سکولار و دموکرات ایجاد نماییم. و چه کسی و کسانی می خواهند این ابروی ریخته شده را جبران نمایند باید اول بیماری خودشان را معالجه نمایند و بعد برای ساختن و ازادی و دموکراسی  در ایران قدم بردارند. پرده دوم:یکی از داروهای دیگر این بیمار اتحاد و ایجاد یک الترناتیو سکولار و دموکرات است که بتوانیم با همکاری هم ,راهی برای این ابرروی ریخته شده پیدا نمایم.اگر ما  معتقد به اصول دموکراسی هستیم. پس اول باید به حاکمیت ملی برسیم و بعد در یک انتخابات ازاد با هم رقابت نمائیم.تمام اختلاف ها که باعث کینه و نفرت و عمر این حکومت جبار شده است در همان سه گروه که عرض نمودم گره خورده است.امروز باید تفکیکی بین این گروه ها قائل شد و این همه فرصت را از دست ندهیم.به اعتقاد من اکثر مردم و ما از قدرت طلبان و اصلاح طلبان عبور نموده ایم و به گروه سوم که انحلال طلب هستند نزدیک می شویم.پس راهکار اساسی , هدف و مانفیست داروی کار ماست.اگر هنوز هم به بیماری خود شک دارید بی خود وقت مردم را نگیرید و از اپوزیسیون دم نزنید.امروز با طرح هایی مثل انتخابات ازاد در جمهوری اسلامی وقت را تلف نکنید.این حکومت نه می پذیرد و نه تمکین می نماید.امروز یک الترناتیو قوی و متحد می تواند با حکومت فعلی توازن قدرت ایجاد نماید.الترناتیو باید مولد حرکت و تغییر باشد و این توان را داشته باشد که معادلات حکومت را بر هم زند.انتخابات ازاد, فعلی است که فاعل ندارد و نمی توان بدون پشتوانه و یک الترناتیو و حمایت مردم این حکومت را  به ایجاد خودکشی خود وا داشت.کمی به همین حکومت نگاه کنید که با گروه هایی که در اوردنش سهیم بودند چطور برخورد نمود و همه را تک تک از صحنه حذف نمود و همه شرایط امروز را می بینیم.پس دفاع از این حکومت با هر لباس و نقاب خیانت به مردم ازاده ایی است که هر روز هزینه می دهد. نتیجه:با توجه به خطر جنگ و تحولات در منطقه و حتی خطر تجزیه ایران بر همه افراد و احزاب واجب است که راه درمان را پیدا نماییم.و با یک کمیته و شورای هماهنگی از چپ تا راست گرفته حول حاکمیت  مردم با راهکار و مباحث کارشناسی به حقوق مردم و اقوام و ملیت ها و حقوق شهروندی تک تک ایرانیان از لر و کرد, فارس و بلوچ , عرب و ترک که همه ملت ایرانیم احترام بگذاریم.و پای سخنان هم بنشینیم و از تک روی و افترا و توهین دست برداریم.و به اشتراکات هم احترام بگذاریم و در قبال صحبت هایمان مسوول باشیم.امروز الترناتیوی بسازیم که متعلق به خودمان باشد . تا اینکه بخواهند برای ما الترناتیوی بسازند.باید با گفتمان و رسیدگی به حقوق همه ایرانیان  جلوی اقلیت تجزیه طلب  را بگیریم. بجای افترا به هم تخم اتحاد را تبدیل به دارو نماییم و در اینده در ازادی و ابادی ایران شریک باشیم.خبرنگاری از چرچیل پرسید که چرا کشورهای نزدیک انگلیس را استثمار نمی کنید و به خاورمیانه و هند میروید ..در پاسخ گفت به دو علت اکثریت نادان و اقلیت خائن و در جای دیگر گفته است ما نه دوست دائمی داریم و نه دشمن دائمی ما منافع دائمی داریم.پس اپوزیسیون ما هم  نباید نادان باشد و هم نباید خائن باشد و از همه مهمتر برایش منافع ایران مهم باشد.وقت میگذرد و ما از زمان عقب هستیم.

Advertisements
به‌دست mzamani103 فرستاده‌شده در مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s